
ای امید دل من کجایی
همچو بختم کنارم نیایی
آشنا سوز و دیر آشنایی
یا بلای دل مبتلایی
بیوفا بیوفا بیوفایی
تو غارتگر عقل و هوشی
به آزار جانم چه کوشی
چو نی دارم در جان خروشی
تو غارتگر عقل و هوشی
به آزار جانم چه کوشی
چو نی دارم در جان خروشی
چه خواهم از تو جان نگاهی
چه خواهی از جانم چه خواهی
ندارم جز عشقت گناهی
بر سیه بختی من گواهی
چون دو چشم مستت دل سیاهی
کو به غیر از آغوشت پناهی
آتشی سر کشید فتنه جویی
آتشی خانه سوزی گناهی
عشق من جان را چه خواهی
ماه من مجلس آرا تویی تو
عشق من شادی افزا تویی تو
روشنی بخش دلها تویی تو
راحت جان شیدا تویی تو
سر گران از چه با ما تویی تو

برچسب ها: بنان، پرویز یاحقی، نواب صفا، مرضیه، سالار عقیلی، حریر شریعت زاده،

من که فرزند این سرزمینم
در پی توشه ای خوشه چینم
شادم از پیشهی خوشه چینی
رمز شادی بخوان از جبینم
قلب ما بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان
ای خوشا پس از لحظه ای چند آرمیدن
همره دلبران خوشه چیدن
از شعف گهی همچو بلبل نغمه خواندن
گه از اینسو به آنسو دویدن
بر پا بود جشن انگور، ای افسونگر نغمه پرداز
در کشور سبزه و گل، با شور وشعف نغمه کن ساز
قلب ما بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان
برچسب ها: غلامحسین بنان، روح الله خالقی، کریم فکور، سالار عقیلی، ایرج بسطامی،

مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرربار این قفس را بَرشِکَنُ و زیر و زِبَر کن
بلبل پَر بسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا
وَز نفسی عرصهٔ این خاک تیره را پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فـلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم، ژالهبار است
این قفس، چون دلم، تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نِگَه ای تازه گل از این، بیشتر کن
مرغ بیدل شرح هجران مختصر مختصر کن
***
عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا بی اثر شد
ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی ثمر شد
راسته و مهر و محبت فسانه شد، قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد
دیده تر كن!
جور مالك ، ظلم ارباب،زارع از غم گشته بی تاب
ساغر اغنیا پر می ناب، جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر كن، از مساوات صرف نظر كن
ساقی گلچهره بده آب آتشین، پرده دلكش بزن ای یار دلنشین
ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین
كز غم تو ، سینه من، پر شرر شد ، پر شرر شد
شاعر: ملک الشعرا بهار | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: مرتضی نیداود

* بند دوم این تصنیف، در اجراهای مجدد اجرا نشده است.
** این تصنیف حماسی برای بار نخست در سال ۱۳۰۴ با صدای بانو "ملوک ضرابی" اجراء گردید. بدلیل زیباییهای آهنگ و مضمون شعر، این تصنیف به کرات با صدای خوانندگان مختلف اجراء گردید.
در سالهای اخیر، علاقمندان به موسیقی این تصنیف را با صدای محمدرضا شجریان میشناسند. استاد شجریان این تصنیف را در آلبومها و کنسرت های متعددی اجراء کرده است. اجرایی که در این پست قرار داده شده مربوط به آلبوم "سرو چمان" است که در سال ۱۳۶۹ اجراء گردیده.
*** همچنین میتوانید اجراهای دیگری از این تصنیف را بشنوید:
- اجرای ملوک ضرابی 
- اجرای نادر گلچین، با تنظیم زیبای فرامرز پایور 
- اجرای جالب زندهیاد فرهاد مهراد با گیتار 
- اجرای هنگامه اخوان با تار محمدرضا لطفی 
- اجرای همایون شجریان با گروه دستان 
- اجرای سالار عقیلی با ارکستر ملل و تنظیم پیمان سلطانی 
برچسب ها: محمدرضا شجریان، همایون شجریان، ملوک ضرابی، نادر گلچین، فرامرز پایور، گروه دستان، هنگامه اخوان، محمدرضا لطفی، سالار عقیلی، ارکستر ملل، پیمان سلطانی، ملک الشعرا بهار، مرتضی نی داود،

بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب،
كه باغها همه بیدار و بارور گردند.
بخوان، دوباره بخوان، تا كبوتران سپید
به آشیانه خونین دوباره برگردند.
بخوان به نام گل سرخ، در رواق سكوت،
كه موج و اوج طنینش ز دشتها گذرد؛
پیام روشن باران،
ز بام نیلی شب،
كه رهگذار نسیمش به هر كرانه برد...
ز خشكسال چه ترسی كه سد بسی بستند؛
نه در برابر آب،
كه در برابر نور
و در برابر آواز و در برابر شور ...
در این زمانه عسرت، به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
كه از معاشقه سرو و قمری و لاله
سرودها بسرایند ژرفتر از خواب
زلالتر از آب.
تو خامشی، كه بخواند؟
تو میروی، كه بماند؟
كه بر نهالك بیبرگ ما ترانه بخواند؟
از این گریوه به دور،
در آن كرانه، ببین:
بهار آمده،
از سیم خاردار گذشته.
حریق شعله گوگردی بنفشه چه زیباست!
هزار آینه جاری است.
هزار آینه
اینك
به همسرایی قلب تو میتپد با شوق.
زمین تهی است ز رندان؛
همین تویی تنها
كه عاشقانهترین نغمه را دوباره بخوانی.
بخوان به نام گل و سرخ و عاشقانه بخوان:
«حدیث عشق بیان كن بدان زبان كه تو دانی»
شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنی | آهنگساز و تنظیم کننده: حمید متبسم | خواننده: سالار عقیلی

توضیح: این تصنیف شنیدنی از آخرین آلبوم گروه دستان با همین نام (به نام گل سرخ) برگرفته شده. در این قطعه چند سطر اول شعر خوانده شده است.
برچسب ها: سالار عقیلی، محمدرضا شفیعی کدکنی، حمید متبسم،
تبلیغات





