تبلیغات
 نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر سیاوش قمیشی

یکشنبه 21 تیر 1388

من برای تو می‌خونم، هنوز از اینور دیوار
هرجای گریه که هستی، خاطره‌هاتو نگهدار!

تو نمیدونی عزیزم، حال روزگار ما رو
توی ذهن آینه بشمار، تک تک حادثه‌ها رو

خورشیدو از ما گرفتن، شکر ِ شب ستاره پیداست!
از نگاه ما جرقه، صد تا فانوسه! یه رویاست!

من برای تو می‌خونم، بهترین ترانه‌ها رو
دل دیوارو بلرزون! تازه کن خلوت ما رو

هم غصه بخون با من، تو این قفس بی‌مرز
لعنت به چراغ سرخ! لعنت به چراغ سبز!

ترانه‌سرا: یغما گلرویی | خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی | تنظیم‌کننده: اروین خاچیکیان






برچسب ها: سیاوش قمیشی، یغما گلرویی، اروین خاچیکیان،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


دوشنبه 15 تیر 1388


تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته

جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست!

نه بمب هسته‌ای داره، نه بمب‌افکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌ذاره
همه آزاده آزادن، همه بی‌درد بی‌دردن
تو روزنامه نمی‌خونی، نهنگا خودکشی کردن!

جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خود کامه بدون وحشت و طاغوت!
جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه!
تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانه‌س
تمام جنگای دنیا، شدن مشمول آتش‌بس!

کسی آقای عالم نیست، برابر با هم‌ان مردم
دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونه‌ی گندم
بدون مرز و محدوده، وطن یعنی همه دنیا!
تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا

ترانه‌سرا: یغما گلرویی | خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی | تنظیم‌کننده: آلن جی نظریان






برچسب ها: سیاوش قمیشی، یغما گلرویی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 6 تیر 1388

 

با اینكه دارن سیاه‌پوشا،
از توی شط كوچه‌ها،
جمع می‌كنن ستاره های پر پرو
با اینكه دارن عزادارا،
از زیر آوار جنون،
در میارن كفترای خاكسترو!

با اینكه بوی تفتیش و خون
پیچیده توی قصه‌ها
با اینكه صدای انفجار،
مرثیه خونه همه جا...

"هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر كابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد"

با اینكه داس دلهره،
گردن این دقیقه‌ها رو میشمره،
با اینكه آینه از شب‌و گریه پره!

با اینكه تو ماهتاب و آب
صدای كوچ‌ستو شتاب،
با اینكه تو پستوی ذهن همه كس
رد گریزه و قفس...

"هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر كابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد"

ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: سیاوش قمیشی | خواننده: ابی | تنظیم‌کننده: استیو مک‌کرام



برچسب ها: سیاوش قمیشی، ابی، ایرج جنتی عطایی، استیو مک کرام،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 2 تیر 1388

 

خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر اسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمی‌بینی
توی خواب گلای حسرت نمی‌چینی

دیگه خورشید چهرتو نمی‌سوزونه
جای سیلی های باد روش نمی‌مونه
دیگه بیدار نمی‌شی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی

رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی
قانون جنگلو زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه‌ها با مهربونی
تو تو جنگل نمی‌تونستی بمونی

دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی میگه
میدونم می‌بینمت یه روز دوباره
توی دنیایی که آدمک نداره

ترانه‌سرا: علی فرید | خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی | تنظیم‌کننده: اروین خاچیکیان



برچسب ها: سیاوش قمیشی، اروین خاچیکیان،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


یکشنبه 17 خرداد 1388

ای حنجره بریده با خنجر مدارا
سرود تازه سر كن از خشم مردم ما
از اقتدر شب ساز بر خاك ما چه وحشت؟
ما از تبار خشمیم با یك قبیله نفرت

بگذار تا بریزند خون من و تو بر خاك
كه رو به مرگ دارند این كودكان ضحاك
فریاد كن به دژخیم این شعر سرخ ایمان:
مردم همیشه مردم! ایران همیشه ایران!

مردم گدازان بد! این اندك ستمگر
با خیل نیزه داران، سردارهای بی سر
مردم پرست ها را به تیر اگر چه بستند
اگر چه سینه ها را در دخمه شكستند

در صبح‌های سربی با جوخه‌های اعدام
اگر چه هدیه كردند صد شهر گور بی‌نام
نوشته بر لوح خاک، با خون شب شهیدان:
مردم همیشه مردم! ایران همیشه ایران!

شاعر: ایرج جنتی عطایی | خواننده: عارف | آهنگساز: سیاوش قمیشی | تنظیم‌کننده: نوید نحوی



برچسب ها: عارف، سیاوش قمیشی، ایرج جنتی عطایی، نوید نحوی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 11 اردیبهشت 1388

زندگی یعنی چکیدن، همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت، گم شدن در نرمی عشق
زندگی یعنی دویدن، بی امان در وادی عشق
رفتن و آخر رسیدن، بر در آبادی عشق
می توان هر لحظه هر جا، عاشق و دلداده بودن
پُر غرور چون آبشاران، بودن اما ساده بودن
می شود اندوه شب را، از نگاه صبح فهمید
یا به وقت ریزش اشک، شادی بگذشته را دید
می توان در گریه‌ی ابر، با خیال غنچه خوش بود
زایش آینده را در، هر خزانی دید و آسود

ترانه‌سرا: فرح تجلی | خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی | تنظیم‌کننده: استیو مک‌کرام



برچسب ها: سیاوش قمیشی، استیو مک کرام، فرح تجلی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

Real Time Web Analytics