تبلیغات
 نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر سیاوش قمیشی

پنجشنبه 17 بهمن 1387

من از صدای گریه‌ی تو، به غربت بارون رسیدم
تو چشات باغ بارون زده دیدم
چشم تو همرنگ یه باغه، تو غربت غروب پاییز
مثل من از یه درد کهنه لبریز

با تو بوی کاگِل و خاک، عطر کوچه باغ نمناک زنده میشه
با تو بوی خاک و بارون، عطر پیر یه گلاب‌دون زنده میشه

تو مثل شهر کوچک من، هنوز برام خاطره سازی
هنوزم قبله‌ی معصوم نیازی
تو مثل یاد بازی من، تو کوچه‌های پیر و خاکی
هنوزم برای من عزیز و پاکی

چشمات ادامه‌ی غروبه، غروب شهر خسته‌ی من
تو چشات کهنه‌ها رو تازه کردم

تو مثل یک پل عبوری، طلوع قله‌های دوری
مثل گل عاشق شبنم و نوری

با تو بوی کاگِل و خاک، عطر کوچه باغ نمناک زنده میشه
با تو بوی خاک و بارون، عطر پیر یه گلاب‌دون زنده میشه

صدای تو صدای بازی، تو کوچه‌های پر غباره
لحظه‌ی دویدن و ترس فراره

قصه‌ی خوشبختی دیروز، به چشم من مثل سرابه
موندنت برای من تعبیر خوابه

ترانه‌سرا: اردلان سرفراز | خواننده: عارف | آهنگساز: سیاوش قمیشی | تنظیم کننده: آندرانیک



توضیح: این ترانه و ملودی زیبا برای اکثر علاقمندان، با صدای «سیاوش قمیشی» آشناست. قمیشی به عنوان آهنگساز و خالق این اثر، سال‌ها پس از اجرای عارف این اثر را را با همین ملودی و اندکی تغییر در ترانه در آلبوم «خواب بارون» با صدای خودش نیز اجرا کرد. اجرای قمیشی را می‌توانید از اینجا {+} بشنوید. 


برچسب ها: عارف، سیاوش قمیشی، اردلان سرفراز، آندرانیک،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 11 بهمن 1387

دل هیچکی مثل من غربت اینجا رو نداره
دیگه حرفای علاقه همه مردن تو دلم
مثل گنجشکای بی لونه و بی جای محله
دیگه هیجا تو درختا جای من نیست که برم

با تو بودن خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن مثل مُهر سرنوشته
دیگه اسم تو رو هی زمزمه کردن
واسه من نه تو میشه نه فرقی داره

بارونه از سر شب همش میباره
تو گوشم داد میزنه همش میناله
دیگه هیچکی مثل من غربت اینجارو نداره
زندگی ارزش این همه اشکا رو نداره

خواننده، آهنگساز و ترانه‌سرا و تکنواز پیانو: سیاوش قمیشی | تنظیم: نوید نحوی



برچسب ها: سیاوش قمیشی، نوید نحوی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 11 بهمن 1387

هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی
از این زمانه دلم سیر می شود گاهی
عقاب تیز پر دشتهای استغناء
اسیر پنجه‌ی تقدیر می شود گاهی
صدای زمزمه‌ی عاشقان آزادی
فغان و ناله‌ی شب‌گیر می شود گاهی
نگاهِ مردم بیگانه در دل غربت
به چَشمِ خسته‌ی من تیر می شود گاهی
مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز
جوان زحادثه‌ای پیر می شود گاهی
بگو اگر چه به جایی نمی‌رسد فریاد
کلام حق دمِ شمشیر می شود گاهی
بگیر دست مرا آشنای درد بگیر
مگو چنین و چنان دیر می شود گاهی
به سوی خویش مرا می کشد چه خون و چه خاک
محبّت است که زنجیر می شود گاهی

ترانه‌سرا: م. سپند | آهنگساز و خواننده: سیاوش قمیشی | تنظیم: استیو مک‌کرام



برچسب ها: سیاوش قمیشی، م. سپند، استیو مک کرام،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

Real Time Web Analytics