سه شنبه 25 خرداد 1389

ترا من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم
شباهنگام، در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم
شاعر: نیما یوشیج | آهنگساز و تنظیمکننده: عطا جنگوک | خواننده: شهرام ناظری
برچسب ها: شهرام ناظری، عطا جنگوک، نیما یوشیج،
دوشنبه 28 دی 1388

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
برچسب ها: شهرام ناظری، رضا قاسمی، مولانا، حافظ،
یکشنبه 29 آذر 1388

ای امان از فراقت، آمان
مردم از اشتیاقت، آمان
از كه گیرم سراغت؟ آمان
آمان ، آمان ، آمان ، آمان
چشم لیلی چو بر مجنون شد
دل ز دیدار او پر خون شد
خون شد از راه دل بیرون شد
آمان ، آمان ، آمان ، آمان
عارف و عامی از می مستند
عهد و پیمان به ساغر بستند
پای خم توبه را بشكستند
آمان ، آمان ، آمان ، آمان
- این تصنیف ماندگار پیش از اجرای ناظری توسط گروه اساتید - به سرپرستی زندهیاد استاد پایور - و به خوانندگی استاد شجریان اجرا شده بود. به دلیل تنظیم زیباتر، اجرای شهرام ناظری و گروه پایور انتخاب گردید. اجرای شجریان را نیز میتوانید دانلود کنید 
- علیرضا افتخاری نیز این تصنیف را با حال و هوایی دیگر و با تنظیم محمدجواد ضرابیان اجرا کرد. دریافت کنید

- علیرضا افتخاری نیز این تصنیف را با حال و هوایی دیگر و با تنظیم محمدجواد ضرابیان اجرا کرد. دریافت کنید

برچسب ها: محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، فرامرز پایور، عارف قزوینی، علیرضا افتخاری،
چهارشنبه 20 آبان 1388

بتی دارم که گرد گل زسنبل سایه بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
زچشمت جان نشاید برد که از هر سو که میبینم
کمین از گوشهای کردهست و تیری در کمان دارد
خدا را داد من بستان از او ای شحنهی مجلس
که مِی با دیگران خوردهست و با من سر گران دارد
چو افتاده است در این ره که هر سلطان معنی را
در این درگاه میبینم که سر بر آسمان دارد
چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
برچسب ها: شهرام ناظری، حافظ،
چهارشنبه 25 شهریور 1388

ای خشم به جان تاخته، توفان شرر شو
ای بغض گل انداخته، فریاد خطر شو
ای روی برافروخته، خود پرچم ره باش
ای مشت برافراخته، افراخته تر شو
ای حافظ جان وطن، از خانه برون آی
از خانه برون چیست، كز خویش به در شو
گر شعله فرو ریزد، بشتاب و میندیش
ور تیغ فرو بارد، ای سینه سپر شو
خاك پدران است كه دست دگران است
هان ای پسرم، خانه نگهدار پدر شو
دیوار مصیبت كده حوصله بشكن
شرم آیدم از این همه صبر تو، ظفر شو
تا خود جگر روبهكان را بدرانی
چون شیر در این بیشه، سراپای جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر ای دوست
خود بر سر آن، تن به قضا داده، قدر شو
فریاد به فریاد بیافزای كه وقت است
در یك نفس تازه اثرهاست، اثر شو
ایرانی آزاده! جهان چشم به راه است
ایران كهن در خطر افتاده خبر شو
مشتی خس و خارند، به یك شعله بسوزان
بر ظلمت این شام سیه فام، سحر شو
برچسب ها: شهرام ناظری، فریدون مشیری، پژمان طاهری،
دوشنبه 22 تیر 1388

با این غروب از غم سبز چمن بگو
اندوه سبزههای پریشان به من بگو
اندیشههای سوختهی ارغوان بین
رمز خیال سوختگان بی سخن بگو
آن شد که سر به شانه ی شمشاد می گذاشت
آغوش خک و بی کسی نسترن بگو
شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر
ای باد نوبهار زعهد کهن بگو
آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک
با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو
از ساقیان بزم طربخانه ی صبوح
با خامشان غمزده ی انجمن بگو
زان مژده گو که صد گل سوری به سینه داشت
وین موج خون که می زندش در دهن بگو
سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد
این ماجرا به اینه ی دل شکن بگو
آن سرخ و سبز سایه بنفش و کبود شد
سرو سیاه من ز غروب چمن بگو
برچسب ها: شهرام ناظری، هوشنگ ابتهاج، فرخزاد لایق،









