چهارشنبه 25 شهریور 1388

ای خشم به جان تاخته، توفان شرر شو
ای بغض گل انداخته، فریاد خطر شو
ای روی برافروخته، خود پرچم ره باش
ای مشت برافراخته، افراخته تر شو
ای حافظ جان وطن، از خانه برون آی
از خانه برون چیست، كز خویش به در شو
گر شعله فرو ریزد، بشتاب و میندیش
ور تیغ فرو بارد، ای سینه سپر شو
خاك پدران است كه دست دگران است
هان ای پسرم، خانه نگهدار پدر شو
دیوار مصیبت كده حوصله بشكن
شرم آیدم از این همه صبر تو، ظفر شو
تا خود جگر روبهكان را بدرانی
چون شیر در این بیشه، سراپای جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر ای دوست
خود بر سر آن، تن به قضا داده، قدر شو
فریاد به فریاد بیافزای كه وقت است
در یك نفس تازه اثرهاست، اثر شو
ایرانی آزاده! جهان چشم به راه است
ایران كهن در خطر افتاده خبر شو
مشتی خس و خارند، به یك شعله بسوزان
بر ظلمت این شام سیه فام، سحر شو
برچسب ها: شهرام ناظری، فریدون مشیری، پژمان طاهری،
دوشنبه 22 تیر 1388

با این غروب از غم سبز چمن بگو
اندوه سبزههای پریشان به من بگو
اندیشههای سوختهی ارغوان بین
رمز خیال سوختگان بی سخن بگو
آن شد که سر به شانه ی شمشاد می گذاشت
آغوش خک و بی کسی نسترن بگو
شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر
ای باد نوبهار زعهد کهن بگو
آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک
با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو
از ساقیان بزم طربخانه ی صبوح
با خامشان غمزده ی انجمن بگو
زان مژده گو که صد گل سوری به سینه داشت
وین موج خون که می زندش در دهن بگو
سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد
این ماجرا به اینه ی دل شکن بگو
آن سرخ و سبز سایه بنفش و کبود شد
سرو سیاه من ز غروب چمن بگو
برچسب ها: شهرام ناظری، هوشنگ ابتهاج، فرخزاد لایق،
پنجشنبه 18 تیر 1388

ای مردم آزاده كجایید كجایید
آزادگی افسرد بیایید بیایید
در قصه و تاریخ چو آزاده بخوانید
مقصود از آزاده شمایید شمایید
بیشبه شما روشنی چشم جهانید
در چشمهی خورشید شما نور و ضیایید
با چارهگری و خرد خویش به هر درد
بر مشرق رنجور دوایید دوایید
بسیار مفاخر پدرانتان و شما راست
كوشید كه یك لخت بر آنها بفزایید
بنمود مصدقتان آن نعمت و قدرت
كاندر كفتان هست از آن سر مگرایید
گیرید همه از دل و جان راه مصدق
زین ره درآیید اگر مرد خدایید
شاعر: علیاکبر دهخدا | خواننده: شهرام ناظری | آهنگساز: پرویز مشکاتیان
برچسب ها: شهرام ناظری، پرویز مشکاتیان،
یکشنبه 14 تیر 1388

میگذرد کاروان، روی گل ارغوان
قافله سالارِ آن، سرو شهید جوان
در غم این عاشقان، چشم فلق خون فشان
داغ جدایی به دل، آتش حسرت به جان
خورشیدی، تابیدی، ای شهید
در دلها جاویدی، ای شهید
میگرید٬ در سوگت٬ آسمان
میسوزد٬ از داغت٬ شمع جان
چون روید٬ لاله از٬ خاک تو
یاد آرم٬ از جان، پاک تو
بنگر چون شد، دل ها خون شد
زین آتشها، از موج خون
شد لالهگون، دشت و صحرا
زین درد و غم، گرید عالم
ای شهید ما
از این ماتم، خون میگریم
ای یاران! ای یاران!
سوزم از داغ غمی، داغ ظلم و ستمی
خون هر جانباز، می دهد آواز
جان فدای وطنم، خاک ایران کفنم
ای دریغا، لاله ی ما
گشته گلگون، خفته در خون
خورشیدی، تابیدی، ای شهید
در دلها جاویدی، ای شهید
میگرید٬ در سوگت٬ آسمان
میسوزد٬ از داغت٬ شمع جان
برچسب ها: شهرام ناظری، محمدرضا لطفی،
یکشنبه 7 تیر 1388
لاله خونین کفن از خاک سر آورده برون
خاک مستورهی قلب بشر آورده برون
دل ماتم زده مادر زاری است که مرگ
از زمین همره داغ پسر آورده برونش
آتشین آه فرو مرده مدفون شده است
که زمین از دل خود شعله ور آورده برون
راست گویی که زبانهای وطن خواهان است
که جفای فلک از پشت سر آورده برون
یا به تقلید شهیدان ره آزادی
طوطی سبز قبا سرخ پر آورده برون
یا که بر لوح وطن خامه خونبار بهار
نقشی از خون دل رنج بر آورده برون
شاعر: ملک الشعرا بهار | خواننده: شهرام ناظری | آهنگساز: پرویز مشکاتیان

جهت خواندن متن کامل شعر اینجا کلیک کنید
برچسب ها: شهرام ناظری، پرویز مشکاتیان، ملک الشعرا بهار،
دوشنبه 1 تیر 1388

دیده بگشا ای برادر
تیرگی ها را مپرور
آنکه از دامش پریدی
بر نهاد دام دیگر
دشمنت کین آفریده
کینه از دین آفریده
او که از هر در بتازد
بر مه و اختر بتازد
چون تو را آشفته بیند
بر تو آسانتر بتازد
کرد و ترک و بلوچ ای دلاور
ترکمن، آذری، ای برادر
ای عرب، ای عجم، شیعه، سنی
ای به هم روز غم یار و یاور
ای زمهر وطن سینه لبریز
خون بر این خاک ویرانه کم ریز
میهنم داغ دل دیده بسیار
بار اندهش از سینه بردار
آذر افشان و شب را سحر کن
خانهی فتنه زیر و زبر کن
ای برادر ای برادر
دام دشمن را مگستر
فتنه از بیگانه زاید
کار ما از ما گشاید
تا به مهر هم نجوشیم
جام پیروزی ننوشیم
برچسب ها: شهرام ناظری، محمدرضا لطفی،
تبلیغات









