نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر شهیار قنبری

پنجشنبه 26 آذر 1388


تو هم با من نبودی،

مثل من با من
و حتی مثل تن با من!

تو هم با من نبودی،
آن که می‌پنداشتم باید هوا باشد،
و یا حتی، گمان می‌کردم این تو
باید از خیل خبرچینان جدا باشد.

تو هم با من نبودی،
تو هم با من نبودی!

تو هم از ما نبودی،
آن که ذات درد را باید صدا باشد
و یا با من، چنان هم‌سفره‌ی شب،
باید از جنس من و عشق و خدا باشد.

تو هم از ما نبودی!
تو هم مؤمن نبودی!
بر گلیم ما و حتی در حریم ما،
ساده‌دل بودم که می‌پنداشتم
دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.

تو هم از ما نبودی!
تو هم مؤمن نبودی!
بر گلیم ما و حتی در حریم ما،
ساده‌دل بودم که می‌پنداشتم
دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.

تو هم از ما نبودی!
تو هم با من نبودی یار!
ای آوار!
ای سیل مصیبت‌بار!

ترانه‌سرا: شهیار قنبری | خواننده: فرهاد مهراد | آهنگساز و تنظیم‌کننده: اسفندیار منفردزاده





برچسب ها: فرهاد، اسفندیار منفردزاده، شهیار قنبری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 25 اردیبهشت 1388

ای تو هم بغض هنوز از من و ما عاشق تر
ای تو از خاصیت عاطفه پیغام آور

همدم دور به من، مثل تن من نزدیک
صاحب قصه میلاد و هنوز و آخر

رحم کن دست تو پرپر شدنو می‌فهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو می‌فهمه

با چه ترسی بی تو دور از چشم تو می‌زیستم
من حریف جذبه‌ی چشم تو هرگز نیستم

رحم کن تا شب بی‌جنبش بی‌حوصلگی
پشت این پنجره‌ی خالی قابم نکنه

دارم از فکر رسیدن به تو آباد می‌شم
تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

رحم کن دست تو پرپر شدنو می‌فهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو می‌فهمه

ای مراقب چراغ نفس من در باد
نفست به شعر من جرات عریانی داد

بال پرواز من در به در عاشق باش
چون که در من کسی از اوج پریدن افتاد

رحم کن دست تو پرپر شدنو می‌فهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو می‌فهمه



برچسب ها: ابی، شهیار قنبری، فرید زولاند، منوچهر چشم آذر،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


دوشنبه 24 فروردین 1388

گلکم!
نازکم!
گله کم کن
کمکم کن، کمکم!

چون که از همیشه دیوونه ترم، با من باش!
چون که آبروی عشق می‌خرم، با من باش!
چون که بدجوری سزاوار توام، با من باش!
حالا که حوصلتو سر می برم، با من باش!

گلکم!
نازکم!
گله کم کن
کمکم کن، کمکم!

باش تا بهتر و بهتر باشم
باش تا از این همه سر باشم
باش تا هق هق من بند بیاد
باش که چشم من آفتاب می‌خواد

چون که از همیشه دیوونه ترم، با من باش!
چون که آبروی عشق می‌خرم، با من باش!
چون که بدجوری سزاوار توام، با من باش!
حالا که حوصلتو سر می برم، با من باش!

ترانه‌سرا: شهیار قنبری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: صادق نجوکی | خواننده: معین



برچسب ها: معین، صادق نجوکی، شهیار قنبری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


یکشنبه 2 فروردین 1388

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو
بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم!

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه‌ها
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم!

بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم!

ترانه‌سرا: شهیار قنبری | آهنگساز: اسفندیار منفردزاده | خواننده: فرهاد



برچسب ها: فرهاد، اسفندیار منفردزاده، شهیار قنبری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 20 اسفند 1387

آبی دریا، قدغن!
شوق تماشا، قدغن!
عشق دو ماهی، قدغن!
با هم و تنها، قدغن!
برای عشق تازه،
اجازه بی اجازه!

پچ پچ و نجوا، قدغن
رقص سایه ها، قدغن
كشف بوسه‌ی بی‌هوا،
به وقت رویا، قدغن!
برای خواب تازه،
اجازه بی اجازه!

در این غربت خانگی
بگو هرچی باید بگی
غزل بگو به سادگی
بگو، زنده باد زندگی!
برای شعر تازه،
اجازه بی اجازه!

از تو نوشتن، قدغن!
گلایه كردن، قدغن!
عطر خوش زن، قدغن!
تو قدغن، من قدغن!
برای روز تازه،
اجازه بی اجازه!

ترانه سرا، خواننده و آهنگساز: شهیار قنبری | تنظیم‌کننده: استیو مک‌کرام



برچسب ها: شهیار قنبری، استیو مک کرام،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 29 بهمن 1387

رُستنی ها کم نیست، من و تو کم بودیم
خشک و پژمرده و تا رویِ زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست، من و تو کم گفتیم
مثلِ هذیانِ دمِ مرگ، از آغاز چنین در هم و برهم گفتیم
دیدنی ها کم نیست، من و تو کم دیدیم
بی سبب از پاییز، جایِ میلادِ اقاقی‌ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست، من و تو کم چیدیم
وقتِ گل دادنِ عشق، رویِ دار قالی
بی سبب حتی پرتابِ گلِ سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست، من و تو کم خواندیم
من و تو ساده ترین شعرِ سرودن را در معبر باد،
با دهانی بسته واماندیم
من و تو کم بودیم
من وتو اما در میدان ها،
اینک اندازه ی ما می روییم
ما به اندازه ی ما می بینیم
ما به اندازه ی ما می چینیم
ما به اندازه ی ما می روییم
ما به اندازه ی ما می گوییم
من و تو... کم نه که باید شبِ بی رحم و گلِ مریم و بیداریِ شبنم باشیم
من و تو... خم نه و در هم نه و کم هم نه که می باید با هم باشیم
من و تو حق داریم، در شبِ این جنبش، نبضِ آدم باشیم
من و تو حق داریم، که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم

شاعر: شهیار قنبری |  آهنگساز: اسفندیار منفردزاده | خواننده و تکنواز پیانو: فرهاد مهراد



برچسب ها: فرهاد، اسفندیار منفردزاده، شهیار قنبری،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

Real Time Web Analytics