نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر عارف

چهارشنبه 12 اسفند 1388


خاطرت آید که آن شب

از جنگلها گذشتیم
بر تن سرد درختان
یادگاری می نوشتیم
با من اندوه جدایی
نمیدانی چه ها کرد
نفرین به دست سرنوشت
تورو از من جدا کرد
بی تو بر روی لبانم
بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته
بی تو ای دنیای شادی
دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین
نگاهم مات و سرداست
ای دلت دریاچه ی نور
گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر
هرجا بی من نشستی

ترانه‎سرا: پرویز وکیلی | خواننده: عارف | آهنگساز: پرویز مقصدی | تنظیم‌کننده: منوچهر چشم‌آذر




برچسب ها: عارف، پرویز وکیلی، پرویز مقصدی، منوچهر چشم آذر،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


یکشنبه 17 خرداد 1388

ای حنجره بریده با خنجر مدارا
سرود تازه سر كن از خشم مردم ما
از اقتدر شب ساز بر خاك ما چه وحشت؟
ما از تبار خشمیم با یك قبیله نفرت

بگذار تا بریزند خون من و تو بر خاك
كه رو به مرگ دارند این كودكان ضحاك
فریاد كن به دژخیم این شعر سرخ ایمان:
مردم همیشه مردم! ایران همیشه ایران!

مردم گدازان بد! این اندك ستمگر
با خیل نیزه داران، سردارهای بی سر
مردم پرست ها را به تیر اگر چه بستند
اگر چه سینه ها را در دخمه شكستند

در صبح‌های سربی با جوخه‌های اعدام
اگر چه هدیه كردند صد شهر گور بی‌نام
نوشته بر لوح خاک، با خون شب شهیدان:
مردم همیشه مردم! ایران همیشه ایران!

شاعر: ایرج جنتی عطایی | خواننده: عارف | آهنگساز: سیاوش قمیشی | تنظیم‌کننده: نوید نحوی



برچسب ها: عارف، سیاوش قمیشی، ایرج جنتی عطایی، نوید نحوی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 19 بهمن 1387

گیس سفید! ابروسفید! مادربزرگ!
سیاه بختِ رو سفید! مادربزرگ!
بی‌صدای نا امیدِ گوشه‌گیر!
قصه گوی دیگه لب‌بسته‌ی پیر!

قصه‌های تو هنوزم یادمه:
قصه ساده نارنج و ترنج!
قصه خاركن و دیو و پیره‌زن!
قصه سیمرغ و اژدها و گنج!

تو تموم قصه‌هات،
حرف من اومده بود!
روی لوح هر طلسم،
اسم من حك شده بود!

وقتی از دختر چین حرف می زدی،
خودمو تو رویا سردار می دیدم!
خودمو با دختر خاقان چین
سوار یه اسب بالدار می دیدم!

شیشه‌ی عمر دیوُ تو رویاهام،
به خود شاه پریون می‌دادم!
آدمای شهر سنگستون اگه جون می‌خواستن،
بهشون جون می‌دادم!

رو سفید! مادربزرگ!
مو سفید! مادربزرگ!
قصه‌ها دود شدن!
دیوا نابود شدن!
نه دیگه چشمه آب،
دیگه نه شهر بهار،
نه دیگه تیغ طلا،
دیگه نه اسب و سوار...

این منم! مادربزرگ!
مرد بندی طلسم!
شاعری بدون حرف!
عاشقی بدون اسم!

چیزی كه مادر بزرگ
حالا باید بشكنه،
نه دیگه طلسم دیو،
شیشه‌ی عمر منه!

گیس سفید! ابروسفید! مادربزرگ!
سیاه بختِ رو سفید! مادربزرگ!

ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | آهنگساز: بابک بیات | خواننده: عارف | تنظیم کننده: اریک

بابک بیات - ایرج جنتی عطایی



برچسب ها: عارف، بابک بیات، ایرج جنتی عطایی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 17 بهمن 1387

من از صدای گریه‌ی تو، به غربت بارون رسیدم
تو چشات باغ بارون زده دیدم
چشم تو همرنگ یه باغه، تو غربت غروب پاییز
مثل من از یه درد کهنه لبریز

با تو بوی کاگِل و خاک، عطر کوچه باغ نمناک زنده میشه
با تو بوی خاک و بارون، عطر پیر یه گلاب‌دون زنده میشه

تو مثل شهر کوچک من، هنوز برام خاطره سازی
هنوزم قبله‌ی معصوم نیازی
تو مثل یاد بازی من، تو کوچه‌های پیر و خاکی
هنوزم برای من عزیز و پاکی

چشمات ادامه‌ی غروبه، غروب شهر خسته‌ی من
تو چشات کهنه‌ها رو تازه کردم

تو مثل یک پل عبوری، طلوع قله‌های دوری
مثل گل عاشق شبنم و نوری

با تو بوی کاگِل و خاک، عطر کوچه باغ نمناک زنده میشه
با تو بوی خاک و بارون، عطر پیر یه گلاب‌دون زنده میشه

صدای تو صدای بازی، تو کوچه‌های پر غباره
لحظه‌ی دویدن و ترس فراره

قصه‌ی خوشبختی دیروز، به چشم من مثل سرابه
موندنت برای من تعبیر خوابه

ترانه‌سرا: اردلان سرفراز | خواننده: عارف | آهنگساز: سیاوش قمیشی | تنظیم کننده: آندرانیک



توضیح: این ترانه و ملودی زیبا برای اکثر علاقمندان، با صدای «سیاوش قمیشی» آشناست. قمیشی به عنوان آهنگساز و خالق این اثر، سال‌ها پس از اجرای عارف این اثر را را با همین ملودی و اندکی تغییر در ترانه در آلبوم «خواب بارون» با صدای خودش نیز اجرا کرد. اجرای قمیشی را می‌توانید از اینجا {+} بشنوید. 


برچسب ها: عارف، سیاوش قمیشی، اردلان سرفراز، آندرانیک،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


Real Time Web Analytics