
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت وصف تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه نیم، من که روم خانه به خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه
شاعر: شیخ بهایی | خواننده و آهنگساز: عبدالحسین مختاباد | تنظیمکننده: حسین فرهادپور

برچسب ها: عبدالحسین مختاباد، حسین فرهادپور، شیخ بهایی،

چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی
چه بوده ان گناه من که یار من نمی شوی
بهار من گذشته شاید
شکوفه جمال تو شکفته در خیال من
چرا نمکنی نظر به زردی جمال من
بهار من گذشته شاید
تو را چه حاجت نشانه من
تویی که پا نمی نهی به خانه من
چه بهتر آن که نشنوی ترانه من
نه قاصدی که از من ارد گهی به سوی تو سلامی
نه رهگذاری که از تو ارد گهی به سوی من پیامی
بهار من گذشته شاید
غمت چو کوهی به شانه من
ولی تو بی غم از غم شبانه من
چو نشنوی فغان عاشقانه من
خدا تو را از من نگیرد ندیدم از تو گر چه خیری
به یاد عمر رفته گریم کنون که شمع بزم غیری
بهار من گذشته شاید
ترانهسرا: معینی کرمانشاهی | آهنگساز و خواننده: عماد رام

* ستار این ترانهی ماندگار را با تنظیم «واروژان» بازخوانی کرده است. اجرای ستار را نیز میتوانید دانلود کنید. {+}
** عبدالحسین مختاباد نیز در آخرین آلبومش این ترانه را بازخوانی کرد. دانلود کنید. {+}
برچسب ها: عماد رام، معینی کرمانشاهی، ستار، واروژان، عبدالحسین مختاباد،
تبلیغات




