
شب سری به میخانه زدم
بوسه ای به پیمانه زدم
راز دل چو گفتم به سبو
اشك من گره شد به گلو
ناله در دل شكستم
تا نگویی كه مستم
شكوه می كنم از غم تو با چشم سیاهت
لحظه ای ز دل نمی رود یاد نگاهت
ای عزیز غایب ز نظر ستاره بزم هنر
ناله بر لب شكستم تا نگویی كه مستم
پا نمینهی در سرای من هفته به هفته
بی تو ماه من شادی از دلم رفته که رفته!
ای عزیز غایب ز نظر ستاره بزم هنر
ناله بر لب شكستم تا نگویی كه مستم
چون موجی سرگردان در آغوش توفان
گذشتم گذشتم گذشتم از تو
كه رسوا كه افسانه گشتم از تو
پا بی تو به میخانه گذارم نگذارم
لب بر لب پیمانه گذارم نگذارم
تو شمعی و من در هوس شعله عشقم
این شعله به پروانه گذارم نگذارم
شعر: عبد اله الفت | آهنگساز: جواد لشگری | خواننده: کوروس سرهنگزاده

این ترانهی دلنشین توسط بانو «مرضیه» نیز خوانده شده. {+} البته در مورد تقدم اجرای مرضیه به سرهنگزاده یا بالعکس بی اطلاع هستم. در هر حال هر دو اجرا شنیدنی است.
علیرضا افتخاری نیز این ترانه را بازخوانی کرده است. {+}
برچسب ها: کوروس سرهنگ زاده، جواد لشگری، عبداله الفت، مرضیه، علیرضا افتخاری،

شد از تو رسوا دل من، اسیر غمها دل من!
ببین که آن چشم سیه، چه میکند با دل من!
چو غنچهی خزان رسیده، دلم زغم بهجان رسیده
خروش من زبینوایی، به گوش آسمان رسیده
با دردم آشنا تویی، با جانم همنوا تویی!
در موج عشق و زندگی، من کشتی ناخدا تویی!
که دیدهی دل روشن از آئینهی روی تو دارم!
در سینه عشق و زندگی از عطر گیسوی تو دارم!
شد از تو رسوا دل من، اسیر غمها دل من!
ببین که آن چشم سیه، چه میکند با دل من!
برچسب ها: ایرج، محمد میرنقیبی، عبداله الفت،
تبلیغات





