تبلیغات
 نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر علیرضا کهن دیری

دوشنبه 12 مرداد 1388


نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم

زبانم در دهان باز بسته‌ست
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته‌ست

نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
غمی در استخوانم می‌گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می‌نوازد

پریشان سایه‌ای آشفته آهنگ
زمغزم می‌تراود گیج و گمراه
چو روح خواب‌گردی مات و مدهوش
که بی‌سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه‌ام دردیست خونبار
که همچون گریه می‌گیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم

شاعر: هوشنگ ابتهاج | خواننده: محمد اصفهانی | آهنگساز و تنظیم‌کننده: علیرضا کهن‌‎دیری






برچسب ها: محمد اصفهانی، علیرضا کهن دیری، هوشنگ ابتهاج،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 12 خرداد 1388

باران که می‌بارد تو می‌آیی
بارانِ گل، بارانِ نیلوفر
باران ِمهر و ماه و آئینه
بارانِ شعر و شبنم و شبدر

باران که می بارد تو در راهی
از دشتِ شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری

غم می گریزد، غصه می‌سوزد
شب می گدازد، سایه می‌میرد
تا عطرِ آهنگِ تو می‌رقصد
تا شعر باران تو می‌گیرد

از لحظه‌های تشنه‌ی بیدار
تا روزهای با تو بارانی
غم می‌کُشد ما را و می‌بینی
دل می‌کِشد ما را تو می‌دانی

ترانه‌سرا: اهورا ایمان | خواننده: احسان خواجه‌امیری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: علیرضا کهن‌دیری



برچسب ها: احسان خواجه امیری، علیرضا کهن دیری، اهورا ایمان،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


Real Time Web Analytics