
هرگز نمیشد باورم، این برف پیری بر سرم، سنگین نشیند چِنین
من بودم و دل بود و می، آواز من آوای نی، هر گوشه میزد طنین
اکنون منم حیران، ز عمر رفته سرگردان، ای خدای من
با این تن خسته، هزاران ناله بنشسته، در صدای من
ای عشق نا فرجام من رفتی کجا؟
ای آرزوی خام من رفتی کجا؟
آن دوره آشفتگی های تو کو؟
ای عمر نا آرام من رفتی کجا؟
تو بخوان شب همه شب برایم ای مرغ سحر
که دل خسته من درامد از سینه به در
تو سبکبالی و من اسیر بشکسته پرم
تو پر از شوری و من زعالمی خستهترم
تو بخوان تو بخوان به گوش اهل جهان
که خبر شود از شتاب این کاروان
ترانهسرا: رحیم معینی کرمانشاهی | خواننده: مرضیه | آهنگساز و تنظیمکننده: جواد لشکری

توضیح: این ترانه و چند ترانهی دیگر از ساختههای جواد لشکری، توسط مهراد پازوکی بازسازی و با صدای علیرضا افتخاری خوانده شد. اجرای افتخاری را نیز میتوانید دریافت کنید {+}
برچسب ها: مرضیه، جواد لشکری، رحیم معینی کرمانشاهی، علیرضا افتخاری،

ساقی بده پیمانهای، زان می که بی خویشم کند
بر حسن شورانگیز تو، عاشقتر از پیشم کند
نور سحرگاهی دهد، فیضی كه میخواهی دهد
با مسكنت شاهی دهد، سلطان درویشم كند
سوزد مرا، سازد مرا، در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا، بیگانه از خویشم كند
بستاند ای سرو سهی، سودای هستی از «رهی»
یغما كند اندیشه را، دور از بداندیشم كند
شاعر: رهی معیری | آهنگساز و تنظیمکننده: محمدعلی کیانینژاد | خواننده: علیرضا افتخاری

برچسب ها: علیرضا افتخاری، محمدعلی کیانی نژاد، رهی معیری،

در دل آتش غم رخت، تا كه خانه كرد
دیده سیل خون، به دامنم بس روانه كرد
آفتاب عمر من فرو رفت و ما هم از افق چرا سر برون نكرد
هیچ صبحدم، نشد فلك چون شفق زخون دل مرا لاله گون نكرد
ز روی مهت جانا، پرده برگشا
در آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند، كه دل به مهرت پابند، به طره ات جان پیوند
فراق رویت یك چند، به جانم آتش افكند، بكن به وصلت خرسند
بیا نگارا، جمال خود بنما
زرنگ و بویت خجل نما گل را
رو در طرف چمن بین بنشسته چو من
دل خون بس ز غم یاری غنچه دهن
گل درخشنده، چهره تابنده، غنچه در خنده، بلبل نعره زنان
هركه جوینده، باشد یابنده، دل دارد زنده بس كن آه و فغان
ز جور مهرویان، شكوه گر سازی
به ششدر محنت، مهره اندازی
همچون «سالك» دست خود بازی
شاعر: حسن صدر سالك | آهنگساز: عبدالحسین برازنده | خواننده: جلال تاج اصفهانی

توضیح: این تصنیف دلنشین (ابوعطا) پس از اجرای نخست توسط استاد تاج اصفهانی توسط بسیاری دیگر بازخوانی شد. که به عقیدهی من بهترین آنها اجرای پوران در برنامهی گلهای رنگارنگ شماره 373 با تنظیم استاد جواد معروفی {+} و همچنین اجرای علیرضا افتخاری در اولین آلبوم رسمیاش، «آتش دل» است. {+}
» همچنین در این زمینه بخوانید: «تصنیفی كه همه غلط خواندند!» مطلب جالبی است که به نکات مهمی در اجرای این تصنیف اشاره کرده است. {+}
برچسب ها: تاج اصفهانی، عبدالحسین برازنده، سالک اصفهانی، پوران، جواد معروفی، علیرضا افتخاری،

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
جهان پر فتنه خواهد شد از آن چشم و از آن ابرو
نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو
هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش
که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو
رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم
هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو
روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست
که بر طرف سمن زارش همیگردد چمان ابرو
دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی
که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو
تو کافردل نمیبندی نقاب زلف و میترسم
که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداریبه تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو
شاعر: حافظ | خواننده: علیرضا افتخاری | آهنگساز: محمد آذری | تنطیم: مجتبی میرزاده

برچسب ها: علیرضا افتخاری، محمد آذری، حافظ،

مانده ام در حسرت بالا بلایی روز و شب
جان دهم از دوری دیر آشنایی روز و شب
هر سحر نام تو را با سوز دل سرداده ام
تا مگر بر تو رسد از من صدایی روز و شب
عاشقانه كو به كو شهر شما را گشته ام
تا بیابم شاید از تو رد پایی روز و شب
دلخوشم با خاطرات هر شب تو روزها
بی تو دارم با دل خود ماجرایی روز و شب
پیش رویم قاب عكسی از تو دارم ماه من
روز و شب با یاد تو دارم صفایی روز و شب
شاعر: سهیل محمودی | خواننده: علیرضا افتخاری | آهنگساز: مهرداد پازوکی | دکلمه: ژاله صادقیان

برچسب ها: علیرضا افتخاری، سهیل محمودی، مهرداد پازوکی،

تا سحر ای شمع بر بالین من
امشب از بهر خدا بیدار باش
سایه ی غم ناگهان بر دل نشست
رحم كن امشب مرا غمخوار باش
كام امیدم به خون آغشته شد
تیرهای غم چنان بر دل نشست
كاندرین دریای مست زندگی
كشتی امید من بر گل نشست
آه! ای یاران به فریادم رسید
ور نه مرگ امشب به فریادم رسد
ترسم آن شیرین تر از جانم زراه
چون به دام مرگ افتادم رسد
گریه و فریاد بس كن شمع من
بر دل ریشم نمك دیگر مپاش
قصه بی تابی دل پیش من
بیش از این دیگر مگو خاموش باش
جز توام ای مونس شبهای تار
در جهان دیگر مرا یاری نماند
زان همه یاران بجز دیدار مرگ
با کسی امید دیداری نماند
همدم من، مونس من، شمع من
جز تو ام دراین جهان غمخوار كو؟
واندرین صحرای وحشتزای مرگ
وای بر من، وای بر من، یار كو؟
اندرین زندان من امشب، شمع من
دست خواهم شستن از این زندگی
تا که فردا همچو شیران بشکنند
ملتم زنجیرهای بندگی
شاعر: دکتر علی شریعتی | آهنگ و تنظیم: کامبیز روشنروان | خواننده: علیرضا افتخاری

» در این رابطه بخوانید {+} از مجله موسیقایی گفتگوی هارمونیک / متن شعر با دستخط دکتر علی شریعتی {+}
برچسب ها: علیرضا افتخاری، دکتر علی شریعتی، کامبیز روشن روان،
تبلیغات



