چهارشنبه 22 تیر 1390

به خاطر تو غرق گریه شدم تا لب تو پر از شهد خنده شده
نهال قدت سر کشیده اگر برگ و بار من از ریشه کنده شده
شنیدم اگر من به جرم وفا، ناسزای تو را باورم که نشد
به چشم خودم بیوفایی تو دیدم و به خدا باورم که نشد
ز عشق تو چه گرفتاریها، چه غم و زاریها،
ستم و خواریها، قسمتم نشده!
به جای آن همه بیداریها، غم و بیماریها،
چه دل آزاریها ، قسمتم نشده!
نیاورم از غصهی دل خود، پیش چشم کسان، یک سخن به میان!
غم دل {خود} کردهام به خدا، پشت خنده نهان، در بر دگران!
برچسب ها: حمیرا، علی تجویدی، بیژن ترقی،
دوشنبه 22 آذر 1389

تو بودی آنکه در صبح زندگی رخ به من نمودی
تو بودی آنکه درهای عاشقی بر رُخم گشودی
فروغ روی جانانی، بهاران در بهارانی
نپاید زندگی بیتو، که در جسم جهان جانی
اگر از نظر نهانی، نهان از نظر نمانی
شبی را تنها، به گرداب غمها در افتاده بودم
در آن دم که خود را، به امواج بحر فنا داده بودم
کسی کو ز موجم ربودی تو بودی
به تاب و توانم فزودی تو بودی
درون هر گل پاکیزه رو، رنگ و بوی تو دیدم
زمین و آسمان آیینه ماه روی تو دیدم
همآواز دل نغمه گرم در دل شبها تو بودی
نسیمی که دعای سحرم کرد شکوفا تو بودی
ترانهسرا: بیژن ترقی | آهنگساز، خواننده و نوازنده سهتار: علی تجویدی

- این اثر زیبا در آلبوم «یک نگه کرد و گذشت» + با صدای علیرضا فریدونپور و تنظیم بهرنگ آزاده اجرا گردید. دریافت این اجرا.

برچسب ها: علی تجویدی، بیژن ترقی، علیرضا فریدونپور، بهرنگ آزاده،
چهارشنبه 21 مهر 1389

از برت دامنکشان، رفتم ای نامهربان
از من آزردهدل، کی دگر بینی نشان
رفتم که رفتم، رفتم که رفتم
از من دیوانه بگذر، بگذرای جانانه بگذر
هرچه بودی هرکه بودم، بیخبر رفتم که رفتم
شمع بزم دیگران شو، جام دست این و آن شو
بعد از این، کن فراموشم که رفتم
دیگر ازدست تو می نمینوشم که رفتم
بادل زود آشنا، گشتم از دامت رها
بیوفا رفتم که رفتم
شاعر: رحیم معینی کرمانشاهی | آهنگساز: علی تجویدی | خواننده: مرضیه


برچسب ها: مرضیه، علی تجویدی، معینی کرمانشاهی،
جمعه 19 شهریور 1389

این همه آشفته حالی
این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو
از تو دارم، از تو دارم
این غرور عشق و مستی
خنده بر غوغای هستی
ای سیه چشمِ سیه مو
از تو دارم، از تو دارم
این تو بودی
کز ازل خواندی به من
درس وفا را
این تو بودی
کاشنا کردی به عشق
این مبتلا را
من که این حاشا نکردم
از غمت پروا نکردم
دین من دنیای من
از عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من، سودای من
از نور بی پایان تو رونق گرفته
من خود آتشی که مرا
داده رنگ فنا می شناسم
من خود شیوه نگه
چشم مست تو را می شناسم
دیگر ای برگشته مژگان
از نگاهم رو مگردان
این همه آشفته حالی
این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو
از تو دارم، از تو دارم
این غرور عشق و مستی
خنده بر غوغای هستی
ای سیه چشمِ سیه مو
از تو دارم، از تو دارم
شاعر: رحیم معینی کرمانشاهی | آهنگساز: علی تجویدی | خواننده: دلکش


برچسب ها: دلکش، علی تجویدی، معینی کرمانشاهی،
پنجشنبه 21 مرداد 1389

خدایا تو خود این وجود مرا
سراسر همه تار و پود مرا
به عشق و مستی سرشتی اگر
یا غم عشق او از سرم کن به در
یا که صبرم عطا کن
یا نصیبم نما بینمش یک نظر، یا که دردم دوا کن
چرا به نگاهش به چشم سیاهش
تو این همه مستی دادی
اگر همه مستی، تو هستی مارا
به باده پرستی دادی
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن، دردم دوا کن
چرا تو به جای وفا و محبت
به او رخ زیبا دادی
به او سر زلف شکسته برای
شکسته دل من دادی
عمر ی در این سودا به سر بردم خدایا
دور از لبش چون غنچه خون خوردم خدایا
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن، دردم دوا کن
برچسب ها: حمیرا، علی تجویدی، رهی معیری،
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389

اگر با دل مهربان تو من بی وفا شدهام، پشیمانم
اگر غیر تو در جهان به کسی آشنا شدهام، پشیمانم
امیدم تویی، نا امیدم مکن، جز تو یاری ندارم
سحر شد بگو با کدام آرزو، سر به بالین گذارم
به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسی همنوا شدهام
پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم
چرا پشت پا بر جهان نزنم
به دست خود آتش به جان نزنم
بگو با همه بی پناهی خود
چرا شعله بر آشیان نزنم
عهدی که چشم مست تو بستم
دیوانگی کردم آن را شکستم
خدا داند، خدا داند
جز تو گر با کسی همنوا شده ام
پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم
می میرم از این پریشانی
دردا که هرگز نمی دانی
با من چه کرد این پشیمانی
حال با خدای خود گفتگو دارم
عشق گذشته را آرزو دارم
خدا داند، خدا داند
امید دل ناامیدم تویی، جز تو یاری ندارم
سحر شد بگو با کدام آرزو، سر به بالین گذارم
به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسی آشنا شده ام
پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم
برچسب ها: حمیرا، علی تجویدی، بیژن ترقی،








