تبلیغات
 نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر فریبرز لاچینی

دوشنبه 18 خرداد 1388

با تو هستم ای وطن
ای خورشید جاوید من
ای صدای گرم آبشاران
ای شب مهتاب کوهستان
تو چون بهاری بهار بی پائیز
زعطر خاک تو گشته‌ام لبریز
به سینه‌‎ی من کلام جاویدی
به چشم من چو نور خورشیدی

آه ای وطن نام تو همیشه بر لبم
با مهر تو ستاره درخشد بر شبم

به دشت تشنه شکوه بارانی
سرود پاکی شعر بهارانی
غروب ما را پیام خورشیدی
طلوع بودن طلوع امیدی
تو سرود فصل سبز ما
بر لبم جاری چنان دریا
تو چون بهاری بهار بی پائیز
ز عطر خاک تو گشته ام لبریز
به سینه من کلام جاویدی
به چشم من چو نور خورشیدی

آه ای وطن نام تو همیشه بر لبم
با مهر تو ستاره درخشد بر شبم

شاعر و خواننده: محمد نوری | آهنگساز و تنظیم‎کننده: فریبرز لاچینی



برچسب ها: محمد نوری، فریبرز لاچینی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


دوشنبه 14 بهمن 1387

در شب سرد زمستانی
کوره ی خورشید هم
چون کوره‌ی گرم چراغ من
نمی سوزد

و به مانند چراغ من
نه می افروزد چراغی هیچ
نه فرو بسته به یخ ماهی
که از بالا می افروزد

من چراغم را
در آمد رفتن همسایه‌ام
افروختم در یک شب تاریک
و شب سرد زمستان بود

باد می‌پیچید با کاج
در میان کومه‌ها خاموش
گم شد و او از من جدا
زین جاده‌ی باریک
و هنوزم قصه بر یاد است
وین سخن آویزه‌ی لب
که می افروزد؟
که می سوزد؟
چه کسی این قصه را در دل می اندوزد؟

در شب سرد زمستانی
کوره ی خورشید هم
چون کوره ی گرم چراغ من
نمی سوزد...

شاعر: نیما | خواننده: محمد نوری | آهنگساز: فریبرز لاچینی | دکلمه: احمدرضا احمدی

 


برچسب ها: محمد نوری، فریبرز لاچینی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


Real Time Web Analytics