تبلیغات
 نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر فریدون فروغی

سه شنبه 15 شهریور 1390
http://everlastingsongs.persiangig.com/images/namaz-(niyaz).jpg

تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره

رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخیه زندونو به یادم میاره

من نمازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
نفست، شعر بلند بودنه
با تو بودن، بهترین شعر منه

تو بزرگی مثل اون لحظه كه بارون می‌زنه
تو همون خونی كه هر لحظه تو رگ‌های منه
تو مثل خواب گل سرخی، لطیفی مثل خواب
من همونم كه اگه بی تو باشه جون می‌كنه

من نمازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه
نفست شعر بلند بودنه
با تو بودن، بهترین شعر منه

تو مثل وسوسه‌ی شكار یك شاپركی
تو مثل شوق رها كردن یك بادبادكی
تو همیشه مثل یك قصه پر از حادثه‌ای
تو مثل شادی خواب كردن یك عروسكی

من نمازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
نفست شعر بلند بودنه
با تو بودن، بهترین شعر منه

تو قشنگی مثل شكلایی كه ابرا می‌سازن
گل های اطلسی از دیدن تو رنگ می‌بازن
اگه مردای تو قصه بدونن كه اینجایی
برای بردن تو با اسب بالدار می‌تازن

من نمازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
نفست شعر بلند بودنه
با تو بودن، بهترین شعر منه

ترانه‌سرا: شهیار قنبری | آهنگساز: اسفندیار منفردزاده | خواننده: فریدون فروغی

http://everlastingsongs.persiangig.com/images/dariush-fereydoon-ramesh.jpg

دانلود کنید


* متن این ترانه، سروده شاعر دگراندیش دهه پنجاه، شهیار قنبری است که نام آن را «نماز» نهاده بود، اما بدلیل فشار سانسورچی های آن زمان نام آن را به «نیاز» تغییر داد. «نیاز» را خواننده اول آن (فریدون فروغی) به کار برد.
- دانلود کنید اجرای ترانه نیاز را با صدای فریدون فروغی 


** این ترانه زیبا (نماز) توسط داریوش و رامش نیز باز اجرا شد.
- دانلود کنید اجرای داریوش را

- دانلود کنید اجرای رامش را 

برچسب ها: شهیار قنبری، اسفندیار منفردزاده، فریدون فروغی، داریوش، رامش،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 20 آبان 1389


وقتی که دستای باد، قفس مرغ گرفتارو شکست، شوق پروازو نداشت

وقتی که چلچله‌ها، خبر فصل بهارو می دادن، عشق آوازو نداشت
دیگه آسمون براش، فرقی با قفس نداشت
واسه پرواز بلند، تو پرش هوس نداشت
شوق پرواز، توی ابرا، سوی جنگلای دور
دیگه رفته از خیال اون پرنده صبور
اما لحظه ای رسید، لحظه پریدن و رها شدن، میون بیم و امید
لحظه ای که پنجره، بغض دیوارو شکست
نقش آسمون صاف، میون چشاش نشست
مرغ خسته پر کشید و افق روشنو دید
تو هوای تازه دشت، به ستاره ها رسید
لحظه ای پاک و بزرگ، دل به دریا زد و رفت
با یه پرواز بلند تن به صحرا زد و رفت

شاعر: فرهنگ قاسمی | آهنگساز و تنظیم‌کننده: محمد شمس | خواننده: فریدون فروغی





برچسب ها: فریدون فروغی، محمد شمس، فرهنگ قاسمی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 23 تیر 1388


گلدونا گل ندادن

درختا بار ندادن
گوسفند و گاو و میشا
ماست و پنیر ندادن
گندمای بیابون
یه لقمه نون ندادن
چشمه‌های تو دالون
یه چیکه آب ندادن
به هر کی هر چی گفتم
به من جواب ندادن

مردای مست کوچه
تو جیباشون کلوچه
تلو تلو میرفتن
از پیچ و تاب کوچه
آی آدمای مرده
ترس دلاتونو برده
پس چرا ساکت هستین
سگ دلاتونو خورده؟
به هر کی هر چی گفتم
به من جواب ندادن

بسه ساکت نشستن
در خونه ها رو بستن
ار همه دل بریدن
دل به کسی نبستن
یالا پاشین بجنگین
با این روزای ننگین
چه فایده داره اینجا
حتی نشه بخندیم

ترانه‌سرا: مسعود امینی | خواننده و آهنگساز: فریدون فروغی





برچسب ها: فریدون فروغی، مسعود امینی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 29 خرداد 1388

یار دبستانی من
با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی
حك شده اسم من و تو
رو تن این تخته سیاه
تركه‌ی بیداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما
دشت بی‌فرهنگی ما
هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد
مرده دلای آدماش
كی می‌تونه جز من و تو
درد ما رو چاره كنه
دست من و تو باید این
پرده‌ها رو پاره كنه

ترانه‌سرا: منصور تهرانی | خواننده: فریدون فروغی | آهنگساز: محمد شمس




* این ترانه‌ی زیبا در سال 1359 توسط «منصور تهرانی» و برای فیلم "از فریاد تا ترور" ساخته شد که توسط زنده‌یاد «فریدون فروغی» اجراء گردید. پس از این اجرا «جمشید جم» نیز این ترانه را اجراء کرد. اجرای او نیز شنیدنی است. 


برچسب ها: فریدون فروغی، منصور تهرانی، جمشید جم، محمد شمس،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 2 خرداد 1388

سایه ی یه حادثه که یه عمره با منه
توی شهر آهنی داره خوردم می کنه
رو تموم لحظه هام چتر سایه ی سیاه ست
خون وحشت تو رگ خسته ی ثانیه هاست

اما هم وحشت من! گوش بده!
تپش فاجعه تو قلب منه
دستتو به من بده که حس کنم
لحظه‌ی بزرگ فریاد زدنه!

اگه بی صدا و تن خسته دارم جون می‌کنم
بغض کینه تو صدامه یه روزی داد می‌زنم!
پر سیمرغی به کارم نمی‌یاد! قصه نگو!
من خودم، خودم باید طلسم دیو و بشکنم!

تن به سایه نمی‌دم! من پر از روشنی‌ام!
گوش بده! معصوم من! من پر از گفتنی‌ام!
یه شب شرجی گرم توی گوش کوچه‌ها
می‌پیچه صدای من که بیا! بیا! بیا!

خورشید بزرگ قلب سرخ من،
مسلخ پاک تمام سایه‌هاس!
شب پر سایه هراسی نداره!
وقتی که کوره‌ی خورشید مال ماس!

ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | خواننده و آهنگساز: فریدون فروغی



برچسب ها: فریدون فروغی، ایرج جنتی عطایی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 24 اسفند 1387

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

چشای همیشه گریون آخه شستن نداره
تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره

میخوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم
تب بی تو بودنو از لب سردت بچشم

نطفه‌ی باز دیدنت رو توی سینم بکشم
مثل سایه پا به پا من تو رو همرام نکشم

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

بذار من تنها باشم میخوام که تنها بمیرم
برم و گوشه تنهایی و غربت بگیرم

من یه عمریست که اسیرم زیر زنجیره غمت
دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

ترانه‌سرا: مسعود امینی | آهنگساز و خواننده: فریدون فروغی



برچسب ها: فریدون فروغی، مسعود امینی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


Real Time Web Analytics