نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر فرید زولاند

شنبه 6 شهریور 1389


به تو عادت کرده بودم، ای به من نزدیک تر از من

ای حضورم از تو تازه، ای نگاهم از تو روشن

به تو عادت کرده بودم، مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت، مثل مجروحی به مرهم

لحظه در لحظه عذابه، لحظه های من بی تو
تجربه کردنه مرگه، زندگی کردن بی تو

من که در گریزم از من، به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه‌ی شب، به تو هجرت کرده بودم

با گل و سنگ و ستاره، از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو، با تو قسمت کرده بودم

خونه لبریز سکوته، خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم، عشق من تو در چه حالی

ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی | خواننده: ابی | آهنگساز: فرید زولاند | تنظیم‌کننده: آندرانیک





برچسب ها: ابی، آندرانیک، ایرج جنتی عطایی، فرید زولاند،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 12 دی 1388


عشق من، منو صدا کن

منو از خودم رها کن
تو اجاق مرده‌ی دل
آتشی تازه به پا کن
تو منو از نو بنا کن

عشق من منو صدا کن
قصمو بی انتها کن
روبروت آینه بگذار
ابدیتی بنا کن

قصه‎ی نگفته‌ام من
تو بیا روایتم کن!
عشق من مرمتم کن
از عذابم راحتم کن
ای صدای تو نهایت
راهی نهایتم کن

عشق من، منو صدا کن
تو منو از نو بنا کن
ره‌سپار قصه‌ها کن
تو به خاکستر نگاه کن
آتشی تازه به پا کن
ای بهار انتظارم
من زمین بی‌بهارم
شوره‌زار انتظارم
چهره‌ی شکسته دارم
روح جسم خسته دارم
به در ویرانه‌ی دل
بغض قفل بسته دارم

ترانه‌سرا: اردلان سرفراز | خواننده: معین | آهنگساز: فرید زولاند | تنظیم‌کننده: منوچهر چشم‌آذر





برچسب ها: معین، فرید زولاند، منوچهر چشم آذر، اردلان سرفراز،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 25 تیر 1388


نترسون باغو از گل، نترسون سنگو از برف

نترسون ماهو از ابر، نترسون کوهو از حرف

نترسون بیدو از باد، نترسون خاکو از برگ
نترسون عشقو از رنج، نترسون ما رو از مرگ

نه تیر و دشنه، نه دار و زندون
ستاره‌ها رو، از شب نترسون!

چه ترسی داره بوسه بر لب خونین آزادی؟
چرا وحشت کنم از عشق چرا برگردم از شادی!

از این خاموش تا خورشید، چه ترسی داره پل بستن؟
از این سرچشمه تا دریا، خوشا شکفتن و رستن!

نترسون عاشقا رو از این کولاک تاراج
به خاک افتادن از عشق، پرو بال به معراج

نه تیر و دشنه، نه دار و زندون
ستاره‌ها رو، از شب نترسون!

کجا پروانه ترسید از، حریر شعله پوشیدن؟
کجا شبنم هراسید از، شراب نور نوشیدن؟

از این شب کوشی خاموش، از این تکرار بی رویا
سلام ای صبح آزادی! سلام ای روشن فردا!

شاعر: ایرج جنتی عطایی | خواننده: داریوش | آهنگساز: فرید زولاند






برچسب ها: داریوش، ایرج جنتی عطایی، فرید زولاند،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 9 خرداد 1388

دل بریدم از تمام زندگی
در تو گم گشتم به نام زندگی

با تو بودن شد برایم هر نفس
معنی ناب کلام زندگی

اوج خواهش های تو اما کشید
عاقبت ما را به کام زندگی

نوش دارویم بمان تلخی نکن
تا ننوشم زهر جام زندگی

معنی هر دل بریدن مرگ بود
تو نبودی التیام زندگی

با تولد رنج ما آغاز شد
رنج افتادن به دام زندگی

با تو بودن شد برایم هر نفس
معنی ناب کلام زندگی

ترانه‌سرا: اردلان سرفراز | خواننده: معین | آهنگساز و تنظیم‌کننده: فرید زولاند



برچسب ها: معین، فرید زولاند، اردلان سرفراز،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


چهارشنبه 6 خرداد 1388

من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم

همیشه در گریز و در گذارم
نمی‌مانم به یکجا بی قرارم

سفر یعنی من و گستاخی من
همیشه رفتن و هرگز نماندن

هزاران ساحل و نادیده دیدن
به پرسش های بی‌پاسخ رسیدن

من از تبار دریا، از نسل چشمه‌سارم
رهاتر از رهایی، حصار بی‌حصارم

ساحل حصار من نیست، پایان کار من نیست
همدرد و یار من نیست، کسی که یار من نیست

صدای زنده بودن در خروشم
به ساحل چون می‌آیم خموشم

به هنگامی که دنیا فکر ما نیست
برای مرگ هم در خانه جا نیست

اگر خامش بشینم روا نیست
دل از دریا بریدن کار ما نیست

ترانه‌سرا: اردلان سرفراز | خواننده: داریوش | آهنگساز: فرید زولاند | تنظیم‌کننده: آندرانیک



برچسب ها: داریوش، فرید زولاند، آندرانیک، اردلان سرفراز،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 25 اردیبهشت 1388

ای تو هم بغض هنوز از من و ما عاشق تر
ای تو از خاصیت عاطفه پیغام آور

همدم دور به من، مثل تن من نزدیک
صاحب قصه میلاد و هنوز و آخر

رحم کن دست تو پرپر شدنو می‌فهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو می‌فهمه

با چه ترسی بی تو دور از چشم تو می‌زیستم
من حریف جذبه‌ی چشم تو هرگز نیستم

رحم کن تا شب بی‌جنبش بی‌حوصلگی
پشت این پنجره‌ی خالی قابم نکنه

دارم از فکر رسیدن به تو آباد می‌شم
تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

رحم کن دست تو پرپر شدنو می‌فهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو می‌فهمه

ای مراقب چراغ نفس من در باد
نفست به شعر من جرات عریانی داد

بال پرواز من در به در عاشق باش
چون که در من کسی از اوج پریدن افتاد

رحم کن دست تو پرپر شدنو می‌فهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو می‌فهمه



برچسب ها: ابی، شهیار قنبری، فرید زولاند، منوچهر چشم آذر،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

Real Time Web Analytics