یکشنبه 1 شهریور 1388

ناله به دل شد گره، راه نیستان کجاست؟
سینه بهمن شد قفس، طرف بیابان کجاست؟
در تف این بادیه، سوخت سراپا تنم
مزرعم آتش گرفت، نمنم باران کجاست؟
خوب و بد زندگی، بر سر هم ریخـتند
تا کند از هم جدا، بازوی دهقان کجاست؟
در تـَف این بادیه، سوخت سراپا تنم
مزرعم آتش گرفت، نمنم باران کجاست؟
اشک در آبم نشاند، آه به بادم سپرد
عقل به بندم فكند، رخنهی زندان کجاست؟
جهت خواندن متن کامل شعر اینجا کلیک کنید
برچسب ها: اکبر گلپایگانی، فضل الله توکل، خلیل الله خلیلی،
یکشنبه 9 فروردین 1388

در به روی خود نبند، بر همه دنیا بخند
عمر آدمها کمه، فرصت آه و دمه
اشک گلها در بهار، قطرههای شبنمه
چشم خود بر هم زنی، میرسد از ره بهار
خوش بحال روزگار، خوش بحال روزگار
زندگی با خوب و بد طی میشود
صبح فروردین شب دی میشود
لحظه ها را مگذران بی اعتبار
لحظه گردد ماه و سالی بیشمار
چشم خود بر هم زنی، میرسد از ره بهار
خوش بحال روزگار، خوش بحال روزگار
از کنایه بارها، بر خود و بر حال خود خندیدهام
بر سرشت و سرنوشت، بر نصیب و فال خود خندیدهام
خندهای از فرط شوق، کس ندیده بی گمان از من مگر
در میان گریهها، بر خود و احوال خود خندیدهام
چشم خود بر هم زنی، میرسد از ره بهار
خوش بحال روزگار، خوش بحال روزگار
ترانهسرا و آهنگساز: فضلاله توکل | خواننده: علیرضا افتخاری | تنظیمکننده: بهنام خدارحمی

برچسب ها: علیرضا افتخاری، بهنام خدارحمی، فضل الله توکل،
تبلیغات






