
خشک آمد کشتگاه من
در کنار کشت همسایه
گرچه میگویند : «میگریند بر ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصد روزان ابری، داروگ! کی میرسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومهی تاریک من که ذرهای با آن نشاطی نیست
و جدار دندههای نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش میترکد
- چون دل یاران که در هجران یاران
-قاصد روزان ابری، داروگ! کی میرسد باران؟
شاعر: نیما یوشیج | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: محمدرضا لطفی | تنظیمکننده: فرهاد فخرالدینی

برچسب ها: محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، فرهاد فخرالدینی، نیما یوشیج،

بخوان، خدای را بخوان
گره گشای را بخوان
مگر نوای مرغ حق ثمری بخشد
به ما صفای عالم دگری بخشد
برآور ای نشان حق ز دل آوازی
مگر که بر دعای ما اثری بخشد
چو هم در این سکوت شب تویی ز شب نخفتگان
که حق عیان نمیشود به چشم خواب رفتگان
مگر به همنواییم دهی ز خود رهاییم
بخوان در این سکوت شب به درگه خداییم
با نام حق، آتش را در جانم افکندی
از جان مگو آتش در ایمانم افکندی
ای آسمان چو سوز آوازم بشنیدی
خورشید و مهتاب را در دامانم افکندی
بخوان، خدای را بخوان
گره گشای را بخوان
شاعر: بیژن ترقی | آهنگساز: علی تجویدی | خواننده: محمدرضا شجریان | تنظیمکننده: فرهاد فخرالدینی (اجرای زنده - چهلستون اصفهان)

برچسب ها: علی تجویدی، بیژن ترقی، فرهاد فخرالدینی، محمدرضا شجریان،

ای غم بگو با جوانیم چه کردی؟
دارم به دل صد آرزو، با جوانیم چه کردی؟
این چنین رها مرا، درمیان صد بلا، تو کردی ای ندیم شبها
بال من چو خسته شد، چون دلم شکسته شد
نشسته ام جدا ز دنیا
کنون که من در آتشم، بیا ببین چه می کشم
ببین که غم چه کرده با من
در دام هجرانم نهادی و گرفتی جوانی ام را
سر در گریبانم روز و شب که آخر فتادم از پا
به کجا بروم؟ که ز روی دلم خجلم
جوانی ام، بهار زندگانی ام، منیر جاودانی ام رفتی به کجا؟
بلای ناتوانیم، سزای مهربانیام، ببین چه شد جوانیم، آخر به خدا
برچسب ها: همایون خرم، رضا جنتی عطایی، محمدرضا شجریان،

هر دمی چون نی، ازدل نالان، شكوه ها دارم
روی دل هر شب، تا سحرگاهان با خدا دارم
هر نفس آهیست، كز دل خونین،
لحظه های عمر این سامان، میرود سنگین
اشك خون آلود من دامان، می كند رنگین
به سكوت سرد زمان
به خزان زرد زمان
نه زمان را درد كسی
نه كسی را دردزمان
بهار مردمی ها طی شد
زمان مهربانی طی شد
آه از این دم سردیها خدایا
نه امیدی در دل من
كه گشاید مشكل من
نه فروغ روی مهی
كه فروزد محفل من
نه همزبان درد آگاهی
كه ناله ای خرد با آهی
داد از این بی دردیها خدایا
نه صفایی زدمسازی بجام می
كه گرد غم زدل شوید
كه بگویم راز پنهان
كه دردی دارم بر جان
وای از این بی همرازی خدایا
وه كه به حسرت عمر گرامی طی شد
همچو شراره ازدل آذر بر شد و خاكستر شد
یك نفس زدوهدر شد
روزگار من بسر شد
چنگی عشقم راه جنون زد
مردم چشمم جامه بخون زد
دل نهم زبی شكیبی
بافسون خود فریبی
چه فسون نافرجامی!
به امید بی انجامی
وای از این افسون سازی خدایا
شاعر: جواد آذر | آهنگساز و خواننده: محمدرضا شجریان

توضیح: اجرای حاضر مربوط به آلبوم سرو چمان است که در سال 1369 و در دانشگاه برکلی (کالیفرنیا - آمریکا) اجرا گردید (با همراهی سهتار داریوش پیرنیاکان، نی جمشید عندلیبی و ضرب مرتضی اعیان).
استاد شجریان این تصنیف زیبا را در سال 1378 به همراه ارکستر ملی (به رهبری فرهاد فخرالدینی) در چهلستون اصفهان نیز اجراء کردند که البته به عقیدهی بسیاری حال و هوا و جذابیت این اجرا را نداشت.
برچسب ها: محمدرضا شجریان، جواد آذر،

مزن بر دل ز نوك غمزه تیرم
كه پیش چشم بیمارت بمیرم
نصاب حسن در حد كمال است
زكاتم ده كه مسكین و فقیرم
چو طفلان تا كی ای زاهد فریبی
به سیب بوستان و شهد و شیرم
قدح پر كن كه من در دولت عشق
جوان بخت جهانم گر چه پیرم
چنان پر شد فضای سینه از دوست
كه فكر خویش گم شد از ضمیرم
قراری بستهام با می فروشان
كه روز غم بجز ساغر نگیرم
مبادا جز حساب مطرب و می
اگر نقشی كشد كلك دبیرم
در این غوغا كه كس كس را نپرسد
من از پیر مغان منت پریرم
خوشا آن دم كز استغنای مستی
فراغت باشد از شاه و وزیرم
من آن مرغم كه هر شام و سحرگاه
ز بام عرش میآید صفیرم
چو حافظ گنج او در سینه دارم
اگر چه مدعی بیند حقیرم
شاعر: حافظ | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز و تنظیم کننده: حسن یوسفزمانی

* بیتهای تیره رنگ اجرا شده است
برچسب ها: محمدرضا شجریان، حسن یوسف زمانی، حافظ،
تبلیغات





