
زمن نگارم خبر ندارد
به حال زارم نظر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من خبر ندارد
كجا رود دل که دلبرش نیست
كجا پرد مرغ كه پر ندارد
امان از این عشق، فغان از این عشق
كه غیر خون جگر ندارد
همه سیاهی همه جدایی
مگر شب ما سحر ندارد
جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگر ندارد
بهار مضطر، محال دیگر
كه آه و زاری، اثر ندارد
مرا نگاری اسیر خود کرد
که بر اسیران نظر ندارد
به خاک راهش فتادم اما
به خاک راهی گذر ندارد
** شعر این تصنیف در اجرای بانو مرضیه بهطور کامل خوانده شده است و در اجراهای دیگر برخی ابیات خوانده نشده است.
- اجرای محمدرضا شجریان با تنظیم فریدون شهبازیان
- اجرای محمدرضا و همایون شجریان در آلبوم «آهنگ وفا»
- اجرای عبدالوهاب شهیدی با تنظیم استاد فرامرز پایور
- اجرای علیرضا افتخاری در آلبوم «سرمستان»
برچسب ها: مرضیه، جواد معروفی، درویش خان، ملک الشعرا بهار، محمدرضا شجریان، همایون شجریان، عبدالوهاب شهیدی، فرامرز پایور، فریدون شهبازیان، علیرضا افتخاری،

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمیکند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمیزند
نشستهام در انتظار این غبار بیسوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند
گذرگهیست پرستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمیزند
چه چشم پاسخ است از این دریچههای بستهات
برو که هیچکس ندا به گوش کر نمیزند


برچسب ها: محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، فریدون شهبازیان، هوشنگ ابتهاج،
خانه ام آتش گرفتست
آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را
تارشان با پود
من به هر سو می دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته سوزان
می کنم فریاد ، ای فریاد
خانه ام آتش گرفتست
آتشی بی رحم
همچنان می سوزد این آتش
نقش هایی را که من
بستم به خون دل
بر سر و چشم درو دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من
وای بر من
سوزد و سوزد غنچه هایی را که پروردم
بدشواری در دهان گود گلدان ها
روز های سخت بیماری
از فراز بامهاشان شاد
دشمنانم موزیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش بجان ناظر
در پناه این مشبک شب
من بهر سو می دوم گریان
از این بیداد می کنم فریاد ، ای فریاد
وای بر من همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
وانچه دارد منظر و ایوان
من بدستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
زان دگر سو شعله برخیزد ، بگردش دود
تا سحرگاهان که میداند
که بود من شود نابود
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا : « مشت خاکستر »
وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم ازپی امداد
سوزدم این آتش بیداد گر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریاد ، فریاد
شاعر: مهدی اخوان ثالث | خواننده و آهنگساز: محمدرضا شجریان

برچسب ها: محمدرضا شجریان، مهدی اخوان ثالث،
هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد
در بار بهاری خالی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم خطهی ری رشک ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد
چه کج رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آئین داری ای چرخ
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایهی گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کج رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آئین داری ای چرخ
از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست بسر کن
غیرت کن و اندیشهی ایام بتر کن
واندر جلوی تیر عدو سینه سپر کن
چه کج رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آئین داری ای چرخ
شاعر و آهنگساز: عارف قزوینی | خواننده: محمدرضا شجریان | تنظیمکننده: فرامرز پایور

برچسب ها: محمدرضا شجریان، عارف قزوینی، فرامرز پایور،

نشستن در سیاهیها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه پایش به راهه
برادر بیقراره
برادر شعلهواره
برادر دشت سینهش لالهزاره
شب و دریای خوفانگیز و توفان
من و اندیشههای پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون میبارد از دلهای سوزان
برادر نوجونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه
تو که با عاشقان دردآشنایی
تو که همرزم و همزنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی
برادر بیقراره
برادر نوجونه
برادر شعلهواره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه
برچسب ها: محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، اصلان اصلانیان،

مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرربار این قفس را بَرشِکَنُ و زیر و زِبَر کن
بلبل پَر بسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا
وَز نفسی عرصهٔ این خاک تیره را پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فـلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم، ژالهبار است
این قفس، چون دلم، تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نِگَه ای تازه گل از این، بیشتر کن
مرغ بیدل شرح هجران مختصر مختصر کن
***
عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا بی اثر شد
ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی ثمر شد
راسته و مهر و محبت فسانه شد، قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد
دیده تر كن!
جور مالك ، ظلم ارباب،زارع از غم گشته بی تاب
ساغر اغنیا پر می ناب، جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر كن، از مساوات صرف نظر كن
ساقی گلچهره بده آب آتشین، پرده دلكش بزن ای یار دلنشین
ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین
كز غم تو ، سینه من، پر شرر شد ، پر شرر شد
شاعر: ملک الشعرا بهار | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: مرتضی نیداود

* بند دوم این تصنیف، در اجراهای مجدد اجرا نشده است.
** این تصنیف حماسی برای بار نخست در سال ۱۳۰۴ با صدای بانو "ملوک ضرابی" اجراء گردید. بدلیل زیباییهای آهنگ و مضمون شعر، این تصنیف به کرات با صدای خوانندگان مختلف اجراء گردید.
در سالهای اخیر، علاقمندان به موسیقی این تصنیف را با صدای محمدرضا شجریان میشناسند. استاد شجریان این تصنیف را در آلبومها و کنسرت های متعددی اجراء کرده است. اجرایی که در این پست قرار داده شده مربوط به آلبوم "سرو چمان" است که در سال ۱۳۶۹ اجراء گردیده.
*** همچنین میتوانید اجراهای دیگری از این تصنیف را بشنوید:
- اجرای ملوک ضرابی 
- اجرای نادر گلچین، با تنظیم زیبای فرامرز پایور 
- اجرای جالب زندهیاد فرهاد مهراد با گیتار 
- اجرای هنگامه اخوان با تار محمدرضا لطفی 
- اجرای همایون شجریان با گروه دستان 
- اجرای سالار عقیلی با ارکستر ملل و تنظیم پیمان سلطانی 
برچسب ها: محمدرضا شجریان، همایون شجریان، ملوک ضرابی، نادر گلچین، فرامرز پایور، گروه دستان، هنگامه اخوان، محمدرضا لطفی، سالار عقیلی، ارکستر ملل، پیمان سلطانی، ملک الشعرا بهار، مرتضی نی داود،
تبلیغات




