
وقتی که دستای باد، قفس مرغ گرفتارو شکست، شوق پروازو نداشت
وقتی که چلچلهها، خبر فصل بهارو می دادن، عشق آوازو نداشت
دیگه آسمون براش، فرقی با قفس نداشت
واسه پرواز بلند، تو پرش هوس نداشت
شوق پرواز، توی ابرا، سوی جنگلای دور
دیگه رفته از خیال اون پرنده صبور
اما لحظه ای رسید، لحظه پریدن و رها شدن، میون بیم و امید
لحظه ای که پنجره، بغض دیوارو شکست
نقش آسمون صاف، میون چشاش نشست
مرغ خسته پر کشید و افق روشنو دید
تو هوای تازه دشت، به ستاره ها رسید
لحظه ای پاک و بزرگ، دل به دریا زد و رفت
با یه پرواز بلند تن به صحرا زد و رفت
برچسب ها: فریدون فروغی، محمد شمس، فرهنگ قاسمی،

ببار ای ابر باران بار، باران را
بیار ای شرشر باران، بهاران را
رها کن رود عاشق، تن سوی دریا
بجوش ای چشمهی پاک، از دل صحرا
زمین بشکاف از هم، باغ بر پا شو
جوانه سر برآور، غنچه گل وا شو
نسیم از ره بیاور، عطر فردا را
پرنده! صبح شد، بیدار کن ما را
مؤذن، بانگ برکش، خلق برخیزد
بخوان نام خدا، تا دیو بگریزد
شهادت ده! گواهی کن! گواهی خواه!
بگو این، این و آن، آن؛ هر چه خواهی خواه!
بگو شب رفت و خط فاصله پیداست
به چشم باز بیداری که بر فرداست
سپیدی رو به بالا می رود در کوه
سیاهی رو به بستر های خواب آلود
کنون، صف در صف هم خیل بیداران
کنون، بستر به بسترها، سبک باران
گواهی کن، گواهی کن، گواهی کن
مرا از خویشتن تا خویش راهی کن!
من ام ابر و ببارانم، ببارانم
برویانم، برویانم، بهارانام
روانم کن به دریا، رود بارام من
بجوشانم به صحرا، چشمه سارام من
زمینم، میشکافم، باغ برپایم
نسیمم، گل فشانم، عطر فردایم
پرنده، خود منم، پرواز ده من را
خود صبحم، صفای ذات ده من را
ببر نام خدا، ره توشه بردارم
گواهی میدهم عزم گذر دارم
- متاسفانه اطلاعات دیگر این اثر زیبا در دسترس نیست. از دوستانی که از نام شاعر، آهنگساز و یا تنظیمکننده این ترانه آگاهی دارند نقاضا میشود در قسمت کامنتها نام این هنرمندان را ذکر کنند.
برچسب ها: محمد شمس، داریوش،

خورشید تو خوابه! چشماشو بسته
شب پشت شیشه، بیدار نشسته
ماهی تنگ بلور، دریا رو خواب میبینه
گل خشکیدهی دشت، ابرا رو آب میبینه!
جغد شب با شیونش، داره آواز میخونه
میگه خوبی میمیره، اما زشتی میمونه!
گریه کن ای ابر پیر! لالهها مردن تو کویر
خسته ام از این شبها، کی میاد فردا؟
ستاره کوره! شب مث گوره!
شهر سپیده، از اینجا دوره!
ماهی تنگ بلور، دریا رو خواب میبینه
گل خشکیدهی دشت، ابرا رو آب میبینه!
گریه کن ای ابر پیر! لالهها مردن تو کویر
خسته ام از این شبها، کی میاد فردا؟
برچسب ها: ابی، اردلان سرفراز، منصور ایران نژاد، محمد شمس،
آهای جوون تو میتونی یه شعر تازه تر بگی
از در و رنج آدما از صحن پر خطر بگی
از شوروشوق باغها، از شعله های پر شرر،
ازدیده های تر بگی
هو کن ،ها کن، شورش کن غوغا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیرو رو کن
هو کن ،ها کن، قیامتی به پا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیر و رو کن
تو میتونی کلید باشی قفل درهارو وا کنی
دستای پینه بسترو از زنجیرا جدا کنی
تو میتونی دیو شبو رسوا کنی!
هو کن ،ها کن، شورش کن غوغا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیرو رو کن
هو کن ،ها کن، قیامتی به پا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیر و رو کن
دور شو، شرر شو، موج شو، خزر شو
فریاد خشم مردم، جنبش پر ثمر شو
سرو شو، سمن شو، مشعل شب شکن شو
دار شو، درو کن، زمینو زیر و رو کن
رود شو، روان شو، پناه بی کسان شو
گندم کشتزاران، چاره درد من شو
راه شو، رها شو، غرش طوفان شو
چشم و چراغ مردم ،از نو دوباره پا شو
تو میتونی اگه بخوای قیامتی به پا کنی
کبوترای خسترو از قفسا رها کنی
تو میتونی برکه ها رو دریا کنی دریا کنی
ترانهسرا: مینا اسدی | خواننده: داریوش | آهنگساز و تنظیمکننده: محمد شمس

برچسب ها: داریوش، محمد شمس، مینا اسدی،

با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی
حك شده اسم من و تو
رو تن این تخته سیاه
تركهی بیداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما
دشت بیفرهنگی ما
هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد
مرده دلای آدماش
كی میتونه جز من و تو
درد ما رو چاره كنه
دست من و تو باید این
پردهها رو پاره كنه

برچسب ها: فریدون فروغی، منصور تهرانی، جمشید جم، محمد شمس،

با تو ای همدرد! ای عشق!
با تو درمان یافت این دل
خانهات جاوید آباد!
از تو سامان یافت این دل
ای سراپا عاطفه!
جز یاریت یاری ندارم
ای کلامت شعر بوسه!
بی تو غمخواری ندارم
آسمان خانهات
یک کهکشان رنگینکمان است،
و آن نگاهت
روشنی چون نو عروس آسمان است!
زندگانیات ترانه،
گریههایت عاشقانه،
واژههایت سادهگویی،
گفتگوی کودکانه!
دیدگانت بامدادان،
اشکهایت چشمهساران،
چهرهات رنگ سپیده،
گونههایت لالهزاران!
گیسوانت آبشاران،
زلف جنگل زیر باران!
پیکرت آمیزهای از عطر پاک گلعذاران!
با تو ای همدرد! ای عشق!
با تو باران در بهاران
مثل یک قطره تو دریا
گم شدن در جمع یاران
با تو ای همزاد! همدل! با توام! بی باده مستم
سر نپیچم هرگز از آن عهد و پیمانی که بستم
ای سرا پا بینیازی!
در کنارت بینیازم!
با تو رودم، با تو ابرم!
هم نشیبم، هم فرازم!
آب و خاک و باد و آتش
خانه در تو، جمله در تو
مهر و کین و خشم و بخشش
جمع در تو، سر به سر تو
آفتاب آسمانی،
بینهایت بیکرانی!
دشمن سردی و ظلمت،
روشنی بخش جهانی!
ترانه سرا: منوچهر نامورآزاد | خواننده: داریوش | آهنگساز: محمد شمس | تنظیمکننده: تیگران ساکیان

* به دوستانی که خارج از ایران هستند و یا به هر نحو، قادر به تهیه آثار منتشر شده در خارج از ایران هستند، پیشنهاد میکنم آخرین اثر داریوش را حتماً تهیه نمایند. ترکیبی بینظیر از کلام، ملودی و تنظیم با صدای همیشه جاویدان داریوش اقبالی. معجزهای خوش طنین بهنام "معجزه خاموش" !
برچسب ها: داریوش، محمد شمس، منوچهر نامورآزاد، تیگران ساکیان،








