
به دریا نقشی از مهتاب بینم
دوباره بینمت خندون بیایی
دوباره سینه رو بیتاب بینم
بیا بار سفر بندیم از این دشت
زمستون باز توی این خونه برگشت
بیا تا قصه ها گویم برایت
که دورون جدایی دیر بگذشت
اگر یکشب تو برگردی دوباره
به گیسویت بیفشونم ستاره
نمیدونی مگه ای نازنینم
دلم هر روز و شب در انتظاره
به تو گویم بیا ای نازنینم
که با مژگون زپایت خار چینم
گل عمر منو باد خزون برد
گل ناز منی داغت نبینم …آه
بیا بار سفر بندیم از این دشت
زمستون باز توی این خونه برگشت
بیا تا قصه ها گویم برایت
که دورون جدایی دیر بگذشت

برچسب ها: محمد نوری، محمد سریر، اردلان سرفراز،

نمی شه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمی شه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاس
كه می خواد عاشق كه شد پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و اونور ابرا بذاره
تو دلت بوسه می خواد من می دونم اما لبت
سر هر جمله دلش می خواد یه اما بذاره
من می خوام تا آخر دنیا تماشات بكنم
اگه زندگی برام چشم تماشا بذاره
بی تو دنیا نمی ارزه تو با من باش و بذار
همه ی دنیا منو همیشه تنها بذاره
برچسب ها: محمد نوری، محمد سریر، حسین منزوی،

دیدمت، آهسته پرسیدمت
خواندمت، بر ره گل افشاندمت
آمدی، بر بام جان پر زدی
همچو نور، بر دیده بنشاندمت
بردمت، تا کهکشانهای عشق
پر کشان، تا بی نشانهای عشق
گفتمت، افتاده در پای عشق
زندگیست، رویای زیبای عشق
می روی، چون بوی گل از برم
رفتنت، کی می شود باورم
بودهای، چون تاج گل بر سرم
تا ابد، یاد تو را میبرم
بردمت، تا کهکشانهای عشق
پر کشان، تا بینشانهای عشق
گفتمت، افتاده در پای عشق
زندگیست، رویای زیبای عشق
دیدمت، آهسته پرسیدمت
خواندمت، بر ره گل افشاندمت
آمدی، بر بام جان پر زدی
همچو نور، بر دیده بنشاندمت
برچسب ها: محمد نوری، محمد سریر، فریدون مشیری،

چراغ ساحل آسودگیها در افق پیداست
در این ساحل كه من افتادهام خاموش
دلم تنها، غمم دریا
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلقهاست
خروش موج با من میكند نجوا
كه هر كس دل به دریا زد رهایی یافت
مرا آن دل كه در دریا زنم نیست
زپا این بند خونین بركنم نیست
امید آنكه جان خستهام را
به آن نادیده ساحل افكنم نیست
برچسب ها: محمد نوری، محمد سریر، فریدون مشیری،

با تو هستم ای وطن
ای خورشید جاوید من
ای صدای گرم آبشاران
ای شب مهتاب کوهستان
تو چون بهاری بهار بی پائیز
زعطر خاک تو گشتهام لبریز
به سینهی من کلام جاویدی
به چشم من چو نور خورشیدی
آه ای وطن نام تو همیشه بر لبم
با مهر تو ستاره درخشد بر شبم
به دشت تشنه شکوه بارانی
سرود پاکی شعر بهارانی
غروب ما را پیام خورشیدی
طلوع بودن طلوع امیدی
تو سرود فصل سبز ما
بر لبم جاری چنان دریا
تو چون بهاری بهار بی پائیز
ز عطر خاک تو گشته ام لبریز
به سینه من کلام جاویدی
به چشم من چو نور خورشیدی
آه ای وطن نام تو همیشه بر لبم
با مهر تو ستاره درخشد بر شبم
شاعر و خواننده: محمد نوری | آهنگساز و تنظیمکننده: فریبرز لاچینی

برچسب ها: محمد نوری، فریبرز لاچینی،

شب پریشان می خرامد، در خموشی های ساحل
می تپد در سینه ام دل، تو می آیی تو می آیی
می تراود عطر شادی، از وجود گلفشانت
می درخشد دیدگانت، چه زیبایی چه زیبایی
می گشایی پردهی راز، با نگاهی پر ز تشویش
من به گوشت می سرایم، نغمه ای از غم خویش
در خموشی های ساحل، این منم تنهای تنها
خفته در آغوش رویا، چه رویایی چه رویایی
شاعر: فروغ فرخزاد | خواننده: محمد نوری | آهنگساز و تنظیمکننده: شهرام گلپریان

برچسب ها: محمد نوری، فروغ فرخزاد، شهرام گلپریان،








