پنجشنبه 3 تیر 1389

تو مکهی عشقی و من عاشق رو به قبلَتم
من اولین قربونی عیدای فطر کعبَتم
می میرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم!
هر چی بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق دیدن گل روی تو اینجا موندم
بین نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی؛ حاجتمو روا کنی
بین تموم عاشقات، نذر منو ادا کنی
یه کاسه گندم میریزم تا کفترارو سیر کنم
واست میمیرم انقدر تا دلتو اسیر کنم
به پات میشینم شب و روز، تا با تو عمرو پیر کنم
برچسب ها: معین، آندرانیک، مسعود امینی،
سه شنبه 23 تیر 1388

گلدونا گل ندادن
درختا بار ندادن
گوسفند و گاو و میشا
ماست و پنیر ندادن
گندمای بیابون
یه لقمه نون ندادن
چشمههای تو دالون
یه چیکه آب ندادن
به هر کی هر چی گفتم
به من جواب ندادن
مردای مست کوچه
تو جیباشون کلوچه
تلو تلو میرفتن
از پیچ و تاب کوچه
آی آدمای مرده
ترس دلاتونو برده
پس چرا ساکت هستین
سگ دلاتونو خورده؟
به هر کی هر چی گفتم
به من جواب ندادن
بسه ساکت نشستن
در خونه ها رو بستن
ار همه دل بریدن
دل به کسی نبستن
یالا پاشین بجنگین
با این روزای ننگین
چه فایده داره اینجا
حتی نشه بخندیم
برچسب ها: فریدون فروغی، مسعود امینی،
شنبه 24 اسفند 1387

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
چشای همیشه گریون آخه شستن نداره
تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره
میخوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم
تب بی تو بودنو از لب سردت بچشم
نطفهی باز دیدنت رو توی سینم بکشم
مثل سایه پا به پا من تو رو همرام نکشم
دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
بذار من تنها باشم میخوام که تنها بمیرم
برم و گوشه تنهایی و غربت بگیرم
من یه عمریست که اسیرم زیر زنجیره غمت
دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت
دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
ترانهسرا: مسعود امینی | آهنگساز و خواننده: فریدون فروغی

برچسب ها: فریدون فروغی، مسعود امینی،
تبلیغات






