پنجشنبه 30 تیر 1390

وقتی تو با من نیستی از من چه میماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه میماند
از من چه میماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه میماند
غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه میماند
از روزهای دیر بی فردا که میآید
از لحظه های رفته ی روشن چه میماند
وقتی تو با من نیستی از من چه میماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه میماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه میماند
از من اگر کوهم، اگر خورشید، اگر دریا
بی تو میان قاب پیراهن چه میماند
بی تو چه فرقی میکند دنیای تنها را
غیر از غبار و آدم و آهن چه میماند
وقتی تو با من نیستی از من چه میپرسند
از شعر و شاعر جز شب و شیون چه میماند
وقتی تو با من نیستی از من چه میماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه میماند
از من چه میماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه میماند
ترانهسرا: اهورا ایمان | آهنگساز: بابک بیات | خواننده: معین | تنظیمکننده: بامداد بیات
برچسب ها: معین، بابک بیات، اهورا ایمان، بامداد بیات،
سه شنبه 5 بهمن 1389

نه به ابر، نه به آب، نه به این آبی آرام بلند
من مناجات درختان را هنگام سحر
نفس پاک شقایق را در دامن کوه
رقص عطر گل یخ را با باد
همه را میبینیم، میشنوم
من به این جمله نمیاندیشم، به تو میاندیشم
به تو میاندیشم، به تو میاندیشم
ای سراپا همه خوبی، تک و تنها به تو میاندیشم
همه وقت، همه جا، من به هر حال که باشم به تو میاندیشم
تو بدان این را، تنها تو بدان
تو بمان با من، تنها تو بمان
جای مهتاب، به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
من همین یک نفس از جرعهی جانم باقیست
آخرین جرعهی این جام تهی را تو بنوش!
پاسخ چلچلهها را تو بگو
قصهی ابر و هوا را تو بخوان
تو بمان با من، تنها تو بمان
به تو میاندیشم، به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی، تک و تنها به تو میاندیشم ...
برچسب ها: معین، آندرانیک، فریدون مشیری،
پنجشنبه 3 تیر 1389

تو مکهی عشقی و من عاشق رو به قبلَتم
من اولین قربونی عیدای فطر کعبَتم
می میرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم!
هر چی بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق دیدن گل روی تو اینجا موندم
بین نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی؛ حاجتمو روا کنی
بین تموم عاشقات، نذر منو ادا کنی
یه کاسه گندم میریزم تا کفترارو سیر کنم
واست میمیرم انقدر تا دلتو اسیر کنم
به پات میشینم شب و روز، تا با تو عمرو پیر کنم
برچسب ها: معین، آندرانیک، مسعود امینی،
شنبه 12 دی 1388

عشق من، منو صدا کن
منو از خودم رها کن
تو اجاق مردهی دل
آتشی تازه به پا کن
تو منو از نو بنا کن
عشق من منو صدا کن
قصمو بی انتها کن
روبروت آینه بگذار
ابدیتی بنا کن
قصهی نگفتهام من
تو بیا روایتم کن!
عشق من مرمتم کن
از عذابم راحتم کن
ای صدای تو نهایت
راهی نهایتم کن
عشق من، منو صدا کن
تو منو از نو بنا کن
رهسپار قصهها کن
تو به خاکستر نگاه کن
آتشی تازه به پا کن
ای بهار انتظارم
من زمین بیبهارم
شورهزار انتظارم
چهرهی شکسته دارم
روح جسم خسته دارم
به در ویرانهی دل
بغض قفل بسته دارم
برچسب ها: معین، فرید زولاند، منوچهر چشم آذر، اردلان سرفراز،
چهارشنبه 22 مهر 1388

گذشته ها گذشته،
تمام قصه ها هوس بود!
برای او نوشتم:
برای تو هوس بود،
ولی برای من نفس بود!
كاشكی خبر نداشتی،
دیونهی نگاتم!
یه مشت خاك ناچیز،
افتاده ای به زیر پاتم!
كاشكی صدای قلبت،
نبود صدای قلبم!
كاشكی نگفته بودم:
تا وقت جون دادان باهاتم!
نوشته: هرچه بود تموم شد
نوشتم: عمر من حروم شد
نوشته: رفتهای زیادم
نوشتم: شمع رو به بادم
نوشته: در دلم هوس مرد
نوشتم: دل توی قفس مرد
كاشكی نبسته بودم
زندگیمو به چشمات
كاشكی نخورده بودم
به سادگی فریب حرفات!
لعنت به من كه آسون
به یك نگات شكستم
به این دل دیونه
راه گریزو ساده بستم
برچسب ها: معین، انوشیروان روحانی، هما میرافشار،
شنبه 9 خرداد 1388

دل بریدم از تمام زندگی
در تو گم گشتم به نام زندگی
با تو بودن شد برایم هر نفس
معنی ناب کلام زندگی
اوج خواهش های تو اما کشید
عاقبت ما را به کام زندگی
نوش دارویم بمان تلخی نکن
تا ننوشم زهر جام زندگی
معنی هر دل بریدن مرگ بود
تو نبودی التیام زندگی
با تولد رنج ما آغاز شد
رنج افتادن به دام زندگی
با تو بودن شد برایم هر نفس
معنی ناب کلام زندگی
ترانهسرا: اردلان سرفراز | خواننده: معین | آهنگساز و تنظیمکننده: فرید زولاند

برچسب ها: معین، فرید زولاند، اردلان سرفراز،










