
ساختم بتی دیشب ز تو با مرمر رویای خود
جان دادمت با یك جهان نازک خیالیهای خود
لبخند شیرینی هم ای جان! بر زیر لبهایت نهادم
اول دلم را هدیه كردم، وانگه به پای تو فتادم
مستانه افشاندم بتا، بوسه ز سر تا پای تو
لبهای من آتش گرفت، از آتشین لبهای تو
سرگشتهی دشت جنونم، تـا كه هستم
از سـاغر عشق تو زیبا، مست مستـم
غیر از تـو دیگر در جهان یاری ندارم
دور از تو جز پیمانه، غمخواری ـدارم
برچسب ها: مرضیه، پرویز یاحقی، معینی کرمانشاهی،

بگذر از کوی ما، کن نظر سوی ما
به هر طرف ببین چو رو کنم
در پی من روان، گشته پیر و جوان
از این جنون چه گفتگو کنم
به گـــریه ندامتــم، ز انتظــــار بی پایـه ای
چو می کند ملامتم، ز جفای تو همسایه ای
چه گفتگو برای او کنم، بر این بلا چگونه خو کنم
ای فرزانگان، بر دیوانگان،این ملامت چرا کنید
کم تماشای ما کنید
از من بگذرید، راه خود روید، عاشقان را رها کنید
کم تماشای ما کنید
مگر به شهر شما، قسم شما را به خدا
جنون عاشقی تماشا دارد، بسوزد آنکه هست و حاشا دارد
من عاشقم و گنه کار، آیا همه شما بی گناهید؟
من گمرهم و بی قرار، آیا همه شما سر به راهید؟
آیا همه شما بی گناهید؟
برچسب ها: مرضیه، همایون خرم، معینی کرمانشاهی،

از برت دامنکشان، رفتم ای نامهربان
از من آزردهدل، کی دگر بینی نشان
رفتم که رفتم، رفتم که رفتم
از من دیوانه بگذر، بگذرای جانانه بگذر
هرچه بودی هرکه بودم، بیخبر رفتم که رفتم
شمع بزم دیگران شو، جام دست این و آن شو
بعد از این، کن فراموشم که رفتم
دیگر ازدست تو می نمینوشم که رفتم
بادل زود آشنا، گشتم از دامت رها
بیوفا رفتم که رفتم

برچسب ها: مرضیه، علی تجویدی، معینی کرمانشاهی،

این همه آشفته حالی
این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو
از تو دارم، از تو دارم
این غرور عشق و مستی
خنده بر غوغای هستی
ای سیه چشمِ سیه مو
از تو دارم، از تو دارم
این تو بودی
کز ازل خواندی به من
درس وفا را
این تو بودی
کاشنا کردی به عشق
این مبتلا را
من که این حاشا نکردم
از غمت پروا نکردم
دین من دنیای من
از عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من، سودای من
از نور بی پایان تو رونق گرفته
من خود آتشی که مرا
داده رنگ فنا می شناسم
من خود شیوه نگه
چشم مست تو را می شناسم
دیگر ای برگشته مژگان
از نگاهم رو مگردان
این همه آشفته حالی
این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو
از تو دارم، از تو دارم
این غرور عشق و مستی
خنده بر غوغای هستی
ای سیه چشمِ سیه مو
از تو دارم، از تو دارم

برچسب ها: دلکش، علی تجویدی، معینی کرمانشاهی،

چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی
چه بوده ان گناه من که یار من نمی شوی
بهار من گذشته شاید
شکوفه جمال تو شکفته در خیال من
چرا نمکنی نظر به زردی جمال من
بهار من گذشته شاید
تو را چه حاجت نشانه من
تویی که پا نمی نهی به خانه من
چه بهتر آن که نشنوی ترانه من
نه قاصدی که از من ارد گهی به سوی تو سلامی
نه رهگذاری که از تو ارد گهی به سوی من پیامی
بهار من گذشته شاید
غمت چو کوهی به شانه من
ولی تو بی غم از غم شبانه من
چو نشنوی فغان عاشقانه من
خدا تو را از من نگیرد ندیدم از تو گر چه خیری
به یاد عمر رفته گریم کنون که شمع بزم غیری
بهار من گذشته شاید
ترانهسرا: معینی کرمانشاهی | آهنگساز و خواننده: عماد رام

* ستار این ترانهی ماندگار را با تنظیم «واروژان» بازخوانی کرده است. اجرای ستار را نیز میتوانید دانلود کنید. {+}
** عبدالحسین مختاباد نیز در آخرین آلبومش این ترانه را بازخوانی کرد. دانلود کنید. {+}
برچسب ها: عماد رام، معینی کرمانشاهی، ستار، واروژان، عبدالحسین مختاباد،
تبلیغات








