
سر بهروی شانههای مهربانت میگذارم
عقدهی دل میگشاید گریهی بیاختیارم
از غم نامردمیها بغضها در سینه دارم
شانههایت را برای گریه کردن دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
خالی از خودخواهی من برتر از آلایش تو
من تو را والاتر از تن، برتر از من دوست دارم
عشق صدها چهره دارد عشق تو آیینه دارد
عشق را در چهرهی آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشم ما را قصهها و گفتوگوهاست
من تو را در محراب دیدن دوست دارم
من تو را بالاتر از تن، برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم
در هوای دیدنت یک عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عشقت شکستن دوست دارم
بغض سرگردان ابرم، قلهی آرامشم کن
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
برچسب ها: هایده، فرید زولاند، اردلان سرفراز، منوچهر چشم آذر،

تو آخرین طبیبی
که لحظه های آخر
به داد من رسیدی
تو نوری از خدائی
که پیغام خدا را
به گوش من رساندی
به روح من دمیدی
زیباترین بهاری
پایان انتظاری
برای من تنها
تو یک حریم امنی
تو بهترین دوائی
برای خستگیهام
من کوله بار عشقو
تا پای جان کشیدم
در زیر سایه های
خوش باوری خزیدم
اما یه قلب ساده
ندیدم که ندیدم
من از تکرار حرف
دوستت دارم خسته ام
من به اونکس که باید
دل ببندم بسته ام

برچسب ها: افشین مقدم، جهانبخش پازوکی، مهستی، منوچهر چشم آذر،

خاطرت آید که آن شب
از جنگلها گذشتیم
بر تن سرد درختان
یادگاری می نوشتیم
با من اندوه جدایی
نمیدانی چه ها کرد
نفرین به دست سرنوشت
تورو از من جدا کرد
بی تو بر روی لبانم
بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته
بی تو ای دنیای شادی
دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین
نگاهم مات و سرداست
ای دلت دریاچه ی نور
گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر
هرجا بی من نشستی
برچسب ها: عارف، پرویز وکیلی، پرویز مقصدی، منوچهر چشم آذر،

عشق من، منو صدا کن
منو از خودم رها کن
تو اجاق مردهی دل
آتشی تازه به پا کن
تو منو از نو بنا کن
عشق من منو صدا کن
قصمو بی انتها کن
روبروت آینه بگذار
ابدیتی بنا کن
قصهی نگفتهام من
تو بیا روایتم کن!
عشق من مرمتم کن
از عذابم راحتم کن
ای صدای تو نهایت
راهی نهایتم کن
عشق من، منو صدا کن
تو منو از نو بنا کن
رهسپار قصهها کن
تو به خاکستر نگاه کن
آتشی تازه به پا کن
ای بهار انتظارم
من زمین بیبهارم
شورهزار انتظارم
چهرهی شکسته دارم
روح جسم خسته دارم
به در ویرانهی دل
بغض قفل بسته دارم
برچسب ها: معین، فرید زولاند، منوچهر چشم آذر، اردلان سرفراز،

ای تو هم بغض هنوز از من و ما عاشق تر
ای تو از خاصیت عاطفه پیغام آور
همدم دور به من، مثل تن من نزدیک
صاحب قصه میلاد و هنوز و آخر
رحم کن دست تو پرپر شدنو میفهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو میفهمه
با چه ترسی بی تو دور از چشم تو میزیستم
من حریف جذبهی چشم تو هرگز نیستم
رحم کن تا شب بیجنبش بیحوصلگی
پشت این پنجرهی خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم
تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
رحم کن دست تو پرپر شدنو میفهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو میفهمه
ای مراقب چراغ نفس من در باد
نفست به شعر من جرات عریانی داد
بال پرواز من در به در عاشق باش
چون که در من کسی از اوج پریدن افتاد
رحم کن دست تو پرپر شدنو میفهمه
رحم کن چشم تو ایثار منو میفهمه

برچسب ها: ابی، شهیار قنبری، فرید زولاند، منوچهر چشم آذر،

شكوفه میرقصد از باد بهاری
شده سرتاسر دشت سبز و گلناری
شكوفههای بی قرار روز آفتابی
به صبا بوسه دهند با لب سرخابی
ای شكوفه خنده تو جلوهها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد
دلداده بلبل دارد سخنها
آراید از ساز و سخن دشت و چمنهاپروانه در دشت طرب آمده تنها
باد بهاری با بیقراری شكوفه پرپر كند و لاله پریشان
به هر طرف دست صبا گشته گل افشان
شكوفه میرقصد از بادبهاری
شده سرتاسر دشت سبز و گلناری
عطر جان پرور گل می برد هوشم
نغمه مرغ چمن كرده خاموشم
ای شكوفه خنده تو جلوه ها دارد
آن روی زیبانظری سوی مادارد
شاعر: پرویز وکیلی | خواننده: ویگن | آهنگساز: عطااله خرم | تنظیم: منوچهر چشم آذر

برچسب ها: ویگن، عطا اله خرم، پرویز وکیلی، منوچهر چشم آذر،








