نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر هوشنگ ابتهاج

چهارشنبه 13 بهمن 1389
http://everlastingsongs.persiangig.com/images/be-yade-aref.jpg

بنشین به یادم شبی، تر کن از این می لبی  

که یاد یاران خوش است   
یاد آور این خسته را، کین مرغ پر بسته را  
یاد بهاران خوش است      
مرغی که زد ناله‌ها، در قفس هر نفس
عمری زد از خون دل، نقش گل بر قفس  
یاد باد!

داد داد، عارف با داغ دل زاد
داد ای دل! عارف با داغ دل زاد  

ای بلبلان چون در این چمن، وقت گل رسد زین پاییز یاد آرید  
چون بردمد آن بهار خوش، بر کنار گل از ما نیز یاد آرید

داد داد، عارف با داغ دل زاد
داد ای دل، عارف با داغ دل زاد
 
عارف اگر در عشق گل، جان خسته بر باد داد
بر بلبلان درس عاشقی خوش در این چمن یاد داد
گر بایدت دامان گل، ای یار ای یار
پروا نکن چون به جان رسد از خار آزار 

داد داد، عارف با داغ دل زاد
داد ای دل، عارف با داغ دل زاد

شاعر: هوشنگ ابتهاج | خواننده: محمدرضا شجریان | تنظیم‌کننده: جواد معروفی | آهنگساز: محمدرضا لطفی

http://everlastingsongs.persiangig.com/images/shajarian17.jpg

دانلود کنید



- اجرای این تصنیف را با همراهی گروه شیدا نیز بشنوید


برچسب ها: محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، جواد معروفی، هوشنگ ابتهاج،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


جمعه 3 مهر 1388


امشب همه غم‌های عالم را خبر کن!

بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن!
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین!
ای چون دل من، ای خموش گریه آگین!
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین!
ای میهن، ای داد!
از آشیانت بوی خون می آورد باد!
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است!
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم!
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم!
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که می‌خواند
مرغی که می‌خواست
پرواز باشد …
ای میهن! ای پیر!
بالنده ی افتاده، آزاد زمینگیر!
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای میهن! در اینجا سینه‌ی من چون تو زخمی است
در اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد
دمادم...

شاعر: هوشنگ: ابتهاج | خواننده و آهنگساز: زنده‌یاد پرویز مشکاتیان





- محمدرضا شجریان: مرگ چنین هنرمندی را باور ندارم! 
- گزارش تصویری وبلاگ «تحریر» از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد مشکاتیان 
- وداع مشکـاتیـان با آواز همــایــون 


برچسب ها: پرویز مشکاتیان، هوشنگ ابتهاج،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


دوشنبه 12 مرداد 1388


نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم

زبانم در دهان باز بسته‌ست
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته‌ست

نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
غمی در استخوانم می‌گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می‌نوازد

پریشان سایه‌ای آشفته آهنگ
زمغزم می‌تراود گیج و گمراه
چو روح خواب‌گردی مات و مدهوش
که بی‌سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه‌ام دردیست خونبار
که همچون گریه می‌گیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم

شاعر: هوشنگ ابتهاج | خواننده: محمد اصفهانی | آهنگساز و تنظیم‌کننده: علیرضا کهن‌‎دیری






برچسب ها: محمد اصفهانی، علیرضا کهن دیری، هوشنگ ابتهاج،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


دوشنبه 22 تیر 1388


با این غروب از غم سبز چمن بگو

اندوه سبزه‌های پریشان به من بگو
اندیشه‌های سوخته‌ی ارغوان بین
رمز خیال سوختگان بی سخن بگو
آن شد که سر به شانه ی شمشاد می گذاشت
آغوش خک و بی کسی نسترن بگو
شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر
ای باد نوبهار زعهد کهن بگو
آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک
با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو
از ساقیان بزم طربخانه ی صبوح
با خامشان غمزده ی انجمن بگو
زان مژده گو که صد گل سوری به سینه داشت
وین موج خون که می زندش در دهن بگو
سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد
 این ماجرا به اینه ی دل شکن بگو
آن سرخ و سبز سایه بنفش و کبود شد
سرو سیاه من ز غروب چمن بگو

شاعر: هوشنگ ابتهاج | خواننده: شهرام ناظری | آهنگساز و تنظیم‌کننده: فرخزاد لایق






برچسب ها: شهرام ناظری، هوشنگ ابتهاج، فرخزاد لایق،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


سه شنبه 16 تیر 1388


در این سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی‌کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی‌زند

نشسته‌ام در انتظار این غبار بی‌سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند

گذرگهیست پرستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی‌زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه‌های بسته‌ات
برو که هیچکس ندا به گوش کر نمی‌زند

شاعر: هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه) | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: محمدرضا لطفی | تنظیم‌کننده: فریدون شهبازیان






برچسب ها: محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، فریدون شهبازیان، هوشنگ ابتهاج،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


یکشنبه 16 فروردین 1388

 

شبی که آواز نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی، که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان، دری نمی گشایی

من همه جا، پی تو گشته‌ام
از مه و مهر، نشان گرفته‌ام
بوی تو را، زگل شنیده‌ام
دامن گل، از آن گرفته‌ام

دل من، سرگشته‌ی توست
نفسم، آغشته‌ی توست
به باغ رویاها، چو گلت بویم
بر آب و آیینه، چو مهت جویم
در این شب یلدا زپیت پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم

مه و ستاره درد من می‌دانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل وا شو
تو ای پری کجایی، که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان، دری نمی گشایی

شاعر: هوشنگ ابتهاج | آهنگساز: همایون خرم | خواننده: حسین قوامی
 
 
 
* این ترانه‌ی جاویدان در آن دوران توسط بانو «الهه» نیز اجرا گردید. {+}
** «محمد اصفهانی» نیز این اثر را در آلبوم "تنها ماندم" با تنظیم «کامبیز روشن روان» بازخوانی کرد. {+}


برچسب ها: حسین قوامی، همایون خرم، هوشنگ ابتهاج،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


Real Time Web Analytics