جمعه 3 مهر 1388

امشب همه غمهای عالم را خبر کن!
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن!
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین!
ای چون دل من، ای خموش گریه آگین!
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین!
ای میهن، ای داد!
از آشیانت بوی خون می آورد باد!
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است!
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم!
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم!
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که میخواند
مرغی که میخواست
پرواز باشد …
ای میهن! ای پیر!
بالنده ی افتاده، آزاد زمینگیر!
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای میهن! در اینجا سینهی من چون تو زخمی است
در اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد
دمادم...
برچسب ها: پرویز مشکاتیان، هوشنگ ابتهاج،
دوشنبه 12 مرداد 1388

نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز بستهست
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکستهست
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم میگدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه مینوازد
پریشان سایهای آشفته آهنگ
زمغزم میتراود گیج و گمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بیسامان به ره افتد شبانگاه
درون سینهام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمیدانم چه میخواهم بگویم
برچسب ها: محمد اصفهانی، علیرضا کهن دیری، هوشنگ ابتهاج،
دوشنبه 22 تیر 1388

با این غروب از غم سبز چمن بگو
اندوه سبزههای پریشان به من بگو
اندیشههای سوختهی ارغوان بین
رمز خیال سوختگان بی سخن بگو
آن شد که سر به شانه ی شمشاد می گذاشت
آغوش خک و بی کسی نسترن بگو
شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر
ای باد نوبهار زعهد کهن بگو
آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک
با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو
از ساقیان بزم طربخانه ی صبوح
با خامشان غمزده ی انجمن بگو
زان مژده گو که صد گل سوری به سینه داشت
وین موج خون که می زندش در دهن بگو
سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد
این ماجرا به اینه ی دل شکن بگو
آن سرخ و سبز سایه بنفش و کبود شد
سرو سیاه من ز غروب چمن بگو
برچسب ها: شهرام ناظری، هوشنگ ابتهاج، فرخزاد لایق،
سه شنبه 16 تیر 1388

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمیکند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمیزند
نشستهام در انتظار این غبار بیسوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند
گذرگهیست پرستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمیزند
چه چشم پاسخ است از این دریچههای بستهات
برو که هیچکس ندا به گوش کر نمیزند
شاعر: هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه) | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: محمدرضا لطفی | تنظیمکننده: فریدون شهبازیان




برچسب ها: محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، فریدون شهبازیان، هوشنگ ابتهاج،
یکشنبه 16 فروردین 1388

شبی که آواز نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی، که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان، دری نمی گشایی
من همه جا، پی تو گشتهام
از مه و مهر، نشان گرفتهام
بوی تو را، زگل شنیدهام
دامن گل، از آن گرفتهام
دل من، سرگشتهی توست
نفسم، آغشتهی توست
به باغ رویاها، چو گلت بویم
بر آب و آیینه، چو مهت جویم
در این شب یلدا زپیت پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
مه و ستاره درد من میدانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل وا شو
تو ای پری کجایی، که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان، دری نمی گشایی
شاعر: هوشنگ ابتهاج | آهنگساز: همایون خرم | خواننده: حسین قوامی

** «محمد اصفهانی» نیز این اثر را در آلبوم "تنها ماندم" با تنظیم «کامبیز روشن روان» بازخوانی کرد. {+}
برچسب ها: حسین قوامی، همایون خرم، هوشنگ ابتهاج،
تبلیغات






