
ای خشم به جان تاخته، توفان شرر شو
ای بغض گل انداخته، فریاد خطر شو
ای روی برافروخته، خود پرچم ره باش
ای مشت برافراخته، افراخته تر شو
ای حافظ جان وطن، از خانه برون آی
از خانه برون چیست، كز خویش به در شو
گر شعله فرو ریزد، بشتاب و میندیش
ور تیغ فرو بارد، ای سینه سپر شو
خاك پدران است كه دست دگران است
هان ای پسرم، خانه نگهدار پدر شو
دیوار مصیبت كده حوصله بشكن
شرم آیدم از این همه صبر تو، ظفر شو
تا خود جگر روبهكان را بدرانی
چون شیر در این بیشه، سراپای جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر ای دوست
خود بر سر آن، تن به قضا داده، قدر شو
فریاد به فریاد بیافزای كه وقت است
در یك نفس تازه اثرهاست، اثر شو
ایرانی آزاده! جهان چشم به راه است
ایران كهن در خطر افتاده خبر شو
مشتی خس و خارند، به یك شعله بسوزان
بر ظلمت این شام سیه فام، سحر شو
برچسب ها: شهرام ناظری، فریدون مشیری، پژمان طاهری،
بده ... بدبد! بده ... بدبد!
چه امیدی؟ چه ایمانی؟
کَرَک جان! خوب میخوانی
من این آواز پاکت را دراین غمگین خراب آباد
چو بوی بال های سوخته ات پرواز خواهم داد
گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش
بخوان آواز تلخت را،
ولیکن دل به غم مسپار
کرک جان! بندهی دم باش
بده ... بد بد
ره هر پیک و پیغام خبر بستهست
نه تنها بال و پر، بال نظر بستهست
قفس تنگ است و در بستهست
کرک جان! راست گفتی، خوب خواندی، ناز آوازت
من این آواز تلخت را ... بده ... بد بد!
دروغین بود هم لبخند و هم سوگند
دروغین است هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنهی پیوند
من این غمگین سرودت را
هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد
به شهر آواز خواهم داد
بده ... بدبد! چه پیوندی ؟ چه پیمانی ؟
کرک جان ! خوب می خوانی
خوشا با خود نشستن، نرم نرمک اشکی افشاندن
خوشا پیمانهای دور از حریفان گرانجانی
شاعر: مهدی اخوان ثالث | خواننده: علیرضا قربانی | آهنگساز و تنظیمکننده: پژمان طاهری
* کرک: مرغی است از تیهو کوچکتر که به عربی سلوی و به ترکی بلدرچین گویندش. (از لغتنامهی دهخدا)
** کرک آوازی دارد شبیه به "بدبده" و صیادان برای شکار این مرغ حیله ی عجیبی
بکار میبرند. تور میگسترند و وسیله ای دارند که صدای جفت ماده ی کرک را
تقلید میکند تا کرک برای جفت گیری بیایدو به هوای آن به دام افتد . یا
بالعکس آواز نر را برای شکار ماده تقلید می کنند.
دروغین است هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنهی پیوند
برچسب ها: علیرضا قربانی، مهدی اخوان ثالث، پژمان طاهری،

سوگواران تو امروز خموشند همه
که دهانهای وقاحت به خروشند همه
گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست
زانکه وحشتزدهی حشر وحوشند همه
آه ازین قوم ریایی که درین شهر دو رو
روزها شحنه و شب باده فروشند همه
باغ را این تب روحی به کجا برد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوشند همه
ای هرآن قطره زآفاق هر آن ابر ببار
بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه
گر چه شد میکدهها بسته و یاران امروز
مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه
به وفای تو که رندان بلاکش فردا
جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه
برچسب ها: علیرضا قربانی، محمدرضا شفیعی کدکنی، پژمان طاهری،

ایران هنگام کار است، برخیز و ببین، ایران
بختت در انتظار است، از پا منشین، ایران
از جور فراوان هر گوشه شوری به پاست
خون ها شده پامال، آزادیش خون بهاست
خدا ز درد و غم رهاند ما را
خدا به کام دل رساند مارا
دور جهان نگر که چه با ما خواهد کرد
حب وطن نگر که چه غوغا خواهد کرد
آه چه محنت ها که کشیدی، ایران
آه به کام دل نرسیدی، جز غم ندیدی، ایران
خدا ز درد و غم رهاند ما را
خدا به کام دل رساند مارا
تا به کی به دل جوانی نکنم، به عادت پیران
جامی بده به یاد وطنم، سلامت ایران، ایران
تا زدل، برکشم، نعره آزادی
شاعر: ملک الشعرا بهار | آهنگساز: غلامحسین درویش | خواننده: علیرضا قربانی | تنظیمکننده: پژمان طاهری

برچسب ها: علیرضا قربانی، درویش خان، ملک الشعرا بهار، پژمان طاهری،
تبلیغات





