تبلیغات
 نغمه های ماندگار | EverlastingSongs - مطالب ابر کامبیز روشن روان

سه شنبه 29 تیر 1389

مرا که با تو شادم پریشان مکن
بیا و سیل اشکم به دامان مکن

بیا بیا به خاطر عشقم
دل مرا یکدم
ز غم جدا کن ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان
مرا رها کن مرا رها کن

رمیده جان و دل شکسته
منم به پای تو نشسته
منم به ماتم جوانی
نشسته نا امید و خسته
شکسته ای دل مرا
به من بگو چرا چرا
به سنگ غم ها

"از این قفس کجا گریزم که هم چو مرغ شکسته بالم
نمیدانم ز غم چه گویم اگر بپرسد کسی ز حالم"

فلک به سنگ کینه ها
شکسته قامت مرا
مگر چه کرده ام خدایا
شکسته سر شکسته پا
به عشق و زندگی جدا
کنون کجا روم خدایا
بیا بیا به خاطر عشقم
دل مرا یکدم
ز غم جدا کن ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان
مرا رها کن مرا رها کن

مرا که با تو شادم پریشان مکن
بیا و سیل اشکم به دامان مکن
بیا بیا به خاطر عشقم
دل مرا یکدم
ز غم جدا کن ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان
مرا رها کن مرا رها کن

ترانه‌سرا: محمدعلی شیرازی | آهنگساز: همایون خرم | خواننده: سیمین غانم



- اجرای زیبای محمد اصفهانی با تنطیم کامبیز روشن روان را حتما بشنوید 


برچسب ها: سیمین غانم، همایون خرم، محمدعلی شیرازی، محمد اصفهانی، کامبیز روشن روان،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


دوشنبه 17 خرداد 1389
http://everlastingsongs.persiangig.com/images/ghoghaye-setaregan.jpg

امشب در سر شوری دارم

امشب در دل نــوری دارم

باز امشب در اوج آسـمانم
رازی بـاشـــد بـا ستارگانم

امشب یک سر شوق وشورم
از ایـن عــالــم گــویــی دورم

از شـادی پـر گـیرم کـه رسـم بـه فلک
سرود هستی خوانم در بر حور و ملک

در آسمان ها غوغا فکنم
سبو بریزم ساغر شکنم

امشب یک سر شوق وشورم
از ایـن عــالــم گــویــی دورم

با ماه و پـرویـن سخنی گویم
وز روی مه خـود اثـری جویـم
جان یابم زین شبها

مـاه و زهـره را بــه طـرب آرم
از خود بی خبرم ز شعف دارم
نغمه ای بر لب ها

امشب یک سر شوق وشورم
از ایـن عالـم گـویـی دورم

امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نــوری دارم

باز امشب در اوج آسـمانم
رازی بـاشـــد بـا ستارگانم

امشب یک سر شوق وشورم
از ایـن عــالــم گــویــی دورم

ترانه‌سرا: کریم فکور | آهنگساز و تنظیم‌کننده: همایون خرم | خواننده: پروین

http://everlastingsongs.persiangig.com/images/khorram4.jpg



این ترانه‌ی ماندگار با صدای خوانندگان دیگر نیز بازخوانی شده. می‌توانید اجراهای دیگر را نیز دریافت کنید:
- اجرای محمد اصفهانی، تنطیم کامبیز روشن روان
-
اجرای ستار
- اجرای شکیلا


برچسب ها: پروین، همایون خرم، کریم فکور، محمد اصفهانی، کامبیز روشن روان، ستار، شکیلا،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 27 تیر 1388

دوباره می سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم،
اگر چه با استخوان خویش
دوباره می بویم از تو گُل،
به میل نسل جوان تو
دوباره می شویم از تو خون،
به سیل اشك روان خویش
دوباره ، یك روز آشنا،
سیاهی از خانه میرود
به شعر خود رنگ می زنم،
ز آبی آسمان خویش
اگر چه صد ساله مرده ام،
به گور خود خواهم ایستاد
كه بردَرَم قلب اهرمن،
ز نعره ی آنچنان خویش
كسی كه « عظم رمیم» را
دوباره انشا كند به لطف
چو كوه می بخشدم شكوه ،
به عرصه ی امتحان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز،
مجال تعلیم اگر بُوَد،
جوانی آغاز می كنم
كنار نوباوگان خویش
حدیث حب الوطن ز شوق
بدان روش ساز می كنم
كه جان شود هر كلام دل،
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی،
بجاست كز تاب شعله اش
گمان ندارم به كاهشی،
ز گرمی دمان خویش
دوباره می بخشی ام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره می سازمت به جان،
اگر چه بیش از توان خویش

شاعر: سیمین بهبهانی | خواننده: بیژن بیژنی | آهنگساز و تنظیم‌کننده: کامبیز روشن روان





* این شعر زیبا با صدا و آهنگی از داریوش نیز اجرا شده است که در پست‌های قبلی به آن پرداخته شده بود. 


برچسب ها: بیژن بیژنی، کامبیز روشن روان، سیمین بهبهانی،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


شنبه 12 اردیبهشت 1388

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما
ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما
ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می‌شود انگور ما
ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما
ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما
در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل
وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

شاعر: مولانا | خواننده: محمدرضا شجریان | آهنگساز: پرویز مشکاتیان | تنظیم‌کننده: کامبیز روشن‌روان



برچسب ها: محمدرضا شجریان، پرویز مشکاتیان، کامبیز روشن روان،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


پنجشنبه 10 بهمن 1387

تا سحر ای شمع بر بالین من
امشب از بهر خدا بیدار باش

سایه ی غم ناگهان بر دل نشست
رحم كن امشب مرا غمخوار باش

كام امیدم به خون آغشته شد
تیرهای غم چنان بر دل نشست

كاندرین دریای مست زندگی
كشتی امید من بر گل نشست

آه! ای یاران به فریادم رسید
ور نه مرگ امشب به فریادم رسد

ترسم آن شیرین تر از جانم زراه
چون به دام مرگ افتادم رسد

گریه و فریاد بس كن شمع من
بر دل ریشم نمك دیگر مپاش

قصه بی تابی دل پیش من
بیش از این دیگر مگو خاموش باش

جز توام ای مونس شب‌های تار
در جهان دیگر مرا یاری نماند

زان همه یاران بجز دیدار مرگ
با کسی امید دیداری نماند

همدم من، مونس من، شمع من
جز تو ام دراین جهان غمخوار كو؟

واندرین صحرای وحشت‌زای مرگ
وای بر من، وای بر من، یار كو؟

اندرین زندان من امشب، شمع من
دست خواهم شستن از این زندگی

تا که فردا همچو شیران بشکنند
ملتم زنجیرهای بندگی

شاعر: دکتر علی شریعتی | آهنگ و تنظیم: کامبیز روشن‌روان | خواننده: علیرضا افتخاری

» در این رابطه بخوانید {+} از مجله موسیقایی گفتگوی هارمونیک / متن شعر با دستخط دکتر علی شریعتی {+}



برچسب ها: علیرضا افتخاری، دکتر علی شریعتی، کامبیز روشن روان،  
نوشته شده توسط علیرضا | نظرات () Share


Real Time Web Analytics